اين نظريه نيز اشتباه و غيرقابل قبول مىباشد ، زيرا يكى از مسائل غيرقابل ترديد فلسفه است كه هيچ امر مفروض از نقيضين خارج نيست ؛ مثلًا هر امر مفروض يا انسان است يا لاانسان يا حجر است يا لاحجر و همچنين بنابراين ، اگر درخت آلبالو بر انسان صدق نكند ، بالضروره انسان غيردرخت آلبالو خواهد بود . كوه دماوند اگر بينا نباشد ، بالضروره غيربينا خواهد بود . عالىقاپوى اصفهان اگر داراى چشم و ابرو نباشد ، بالضروره نقيضش بر آن صادق خواهد بود . البته ميان اين دو محمول منفى و مثبت انسان و لاانسان و بينا و غيربينا مثلًا تقابل تنقاض است ، نه عدم و ملكه تا نداشتن موضوع مشترك سبب اشكال شود .
معترض معظمله بعداً در تأييد نظر خود مىفرمايد : « همين قضيهء سالبةالمحمول را مولانا صدرالدين شيرازى ( ملاصدرا ) كراراً در كتاب اسفار ذكر كرده و پايهء منطقى برخى از نظريات بديع خود قرارداده است . از جمله در بحث امكان اين نوع قضيه را تنها راه تصحيح تصوير معناى امكان اعلام كرده و مىگويد : امكان كه پيش خود يك معناى سلبى تحصيلى است ، در هنگامى كه صفت ماهيات ممكنه قرار مىگيرد ، اين توصيف به صورت سالبةالمحمول خواهد شد و غير از اين ممكن نيست . » ( ص 24 )
ما با كمال افتخار بايد اعتراف كنيم كه ريزهخوار خوان احسان اين بزرگان علم و اوستادان دانش هستيم ، ولى در بحثهاى علمى برخورد و كشمكش ميان سخن و سخن است نه ميان شخصيت صاحبان سخن .
طريق دوم براى تصحيح قضيهء سالبةالمحمول ، طريقى است كه معترض معظمله را قاعدهء معروف « اوصاف پيش از علم اخبار هستند و اخبار بعد از علم اوصاف هستند » استنباط كردهاند و در توضيح آن مىگويند : « شرح آن بدينقرار است كه جملههاى خبرى را چه سلبى و چه ايجابى پس از آگاهى عيناً با همان حالت خبرى خود به صورت جملههاى وصفى بيرون مىآوريم به طورى كه اين نوسازى وصفى هيچگونه آسيبى به سازمان خبرى جملههاى مزبور وارد نمىسازد ؛ مثلًا اگر قبلًا
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٨