برگشته بخواهيم آن را محمول يا وصف چيزى قرار دهيم ، عدول پيدا كرده ، موجبهء معدولةالمحمول خواهد شد نه موجبهء سالبةالمحمول . آيا اين سخن جز اين است كه ما به كلى آزمايش صدق و كذب قضيهء سالبهء محصله را منكر شده و بگوييم اصلًا ممكن نيست قضيهء سالبهء محصله را تحت آزمايش قرار داد . »
با تأمل كافى در اين بيانى كه معظمله ايراد نمودهاند ، روشن مىشود كه محذورى كه در انعقاد قضيهء موجبهء سالبةالمحمول قبلًا ذكر كرديم به حال خود باقى است و آزمايش نامبرده كمترين تأثيرى در رفع اشكال ندارد و آن محمول قرارگرفتن يك قضيه مشتمل به تصديق بالفعل است در قضيهاى موجبه و به تعبير ادبى كلامى مؤلف از مبتدأ و خبر داشته باشيم كه خبر مبتدأ در آن در حالى كه خبر مبتدأ است كلام نفى تام خبرى باشد . خوشمزه اينكه معترض معظمله در توضيحى كه به جريان آزمايش خود مىدهد ، به جاى اينكه قضيهاى به ما ارائه دهد كه نام موجبهء سالبةالمحمول بتوان رويش گذاشت ، قضيهء ديگرى نشان مىدهد كه هيچ ارتباطى با مدعى ندارد .
ايشان براى سالبهء محصله « انسان درخت آلبالو نيست » را مثل مىزند و پس از گذاشتن علامت استفهام روى اين قضيه ، عمل آزمايش انجام داده و محصول آزمايش را كه قاعدتاً موجبهء سالبةالمحمول بايد باشد ، اين قضيه را نشان مىدهند : « راست است كه انسان درخت آلبالو نيست » . در صورتى كه اولًا : قضيهء سالبهء محصله مفروضه در اين قضيه موضوع قرارگرفته ، نه محمول « انسان درخت آلبالو نيست » موضوع « راست » محمول ، و ثانياً : به واسطهء وقوع لفظ « كه » به اصطلاح ادبى تأويل به مصدر شده و مفهوم تصور پيدا كرده است و مفهوم « كه انسان درخت آلبالو نيست » مفهومى است تصورى نه تصديقى ، با اينكه مدعى هستند كه صورت ادراكى سالبهء محصلهء مفروضه در هر دو حال بعينه بدون هيچگونه تفاوت محفوظ است ، در عين حال ما امكان آزمايش صدق و كذب سالبهء محصله را انكار نمىكنيم و آزمايش به يكى از طرق كه قبلًا ذكر كرديم ممكن است و آنچه در آزمايش لازم است اين است كه مصداق قضيهء
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٦