آخر بيانى كه نقل كرديم اعتراف نمودهاند : كه توصيف خالص نسبت ناقصه افاده مىكند و شنونده را نمىتواند قانع و ساكت نمايد ؛ يعنى افادهء تصديق نمىكند و قضيه كامل نمىشود .
و معناى قاعدهء « اوصاف قبل از علم اخبار و اخبار بعد از علم اوصاف هستند » اين است كه مضمون قضيه كه معنايى است قائم به ذاتى در مورد جهل افاده تصديق مىكند و در صورت علم سابق يك ادراك تصورى وصفى به وجود مىآورد در اين صورت اگر سلبى هم باشد قهراً جزء گرديده و نتيجه عدول مىدهد ، نه اينكه در عين حال كه جملهء خبريه و كلام تام مشتمل به تصديق است وصف هم مىشود ، زيرا هرگز قضيهاى كه بالفعل مشتمل به تصديق است وصف غير مشتمل به تصديق نمىشود و از بهترين شواهد آن سه قضيهاى است كه معظمله به اعتقاد خودشان نوسازى كرده و با تأكيد تمام فرموده كه به هيچ وجه تغيير و تفاوتى ميان قضيهاى اصلى و قضيهء نوساخته به وجود نيامده و حالت خبرى قضيه در حال وصفيت كه نوساخته دارد محفوظ است ؛ مثلًا در قضيهء خبرى « احمد مهندس راهسازى است » و قضيهء نوساختهء « احمد كسى است كه مهندس راهسازى است » ، در قضيهء اول حكم و تصديق ميان احمد و مهندس راهسازى قرارگرفته و در قضيهء دوم نوساخته ميان احمد و كسى قرارگرفته كه غير از محمول اولى است و محمول اولى به شكل « كه مهندس راهسازى » ظهور كرده كه تصورى بيش نيست و نظير همين اشكال بر قضيههاى سلبى كه به عنوان نمونه ذكر كردهاند مىآيد « كه منوچهر طبيب نيست » با نوسازى ايشان برمىگردد به قضيهء « منوچهر كسى است كه طبيب نيست » محمول در قضيهء اولى « طبيب و در قضيهء دوم به شكل » كه طبيب نيست كه تصورى است و سلب جزء آن است ظهور كرده با اين همه معظمله مصر است بر اينكه كمترين تغيير و تفاوتى ميان قضيهء خبريهء اصلى و ميان قضيهء نوساختهء ايشان نيست و بالجمله اعتقاد اتحاد كامل اين دو قضيهء خبرى و وصفى را جز مسامحه در حقايق نمىشود شمرد ، و اينگونه
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٠