مىدانستيم كه « احمد مهندس راه سازى است » يا « منوچهر طبيب نيست » يا « مسلمان دروغگو نيست » ، اين جملهها كه در به دو امر مىشنويم براى ما جملههاى خبرى خواهد بود ، زيرا آنها ما را از واقعيتهاى ايجابى و سلبى آگاه مىسازد ، اما به محض اين كه از واقعيتها آگاه شديم ، مىتوانيم از جملههاى خبرى جملههاى ديگرى كه جملههاى وصفى است نوسازى كنيم ، بدون اينكه حالت خبرى بدوى آنها را به حالت ديگرى دگرگون سازيم . در مثالهاى بالا مىگوييم : « احمد كسى است كه مهندس راه سازى است » و « منوچهر كسى است كه طبيب نيست » و مسلمان كسى است كه دروغگو نيست .
نكتهء مهم اين است كه در اين نوسازى اگر جملههاى خبرى پيشين به حالت اصلى خود باقى نماند و به حالت عدول تغيير كند ، اين نوسازى وصفى هم تحققپذير نخواهد بود ، زيرا اگر قرار باشد اين جملههاى خبرى را به خواستهء خود از وضع اصلى خود بيرون آورده و به صورت عدول و يا تركيب درآوريم كه توصيف خالص است و خبر نيست نه تنها خطاى منطقى مرتكب شدهايم بلكه جملهء صحيح و كامل پيشين را هم از دست دادهايم و جز نسبت ناقصه كه نمىتواند يك قضيهء كامل منطقى را تشكيل دهد باقى نخواهد ماند جملههاى خبرى پيشين ما همه بدين صورت ناقص خواهد گرديد : « احمد مهندس راهسازى » و « منوچهر غير طبيب » و « مسلمان غير دروغگو » ، اينها نسبتهاى ناقصهاى است كه شنونده را نمىتواند قانع و ساكت نمايد و به همين دليل منطقى نمىتواند بود . بارى در قضاياى سالبهء محصله اين حالت نوسازى وصفى كه بر صورت سلبى اين قضايا عارض مىگردد و قضيهء سالبةالمحمول را به وجود مىآورد كه نشان دهندهء توصيف سالب است » . ( تا آخر آنچه نگاشتهاند . ) ( ص 26 )
فساد اين طريق نيز از بيانى كه در اول مقاله گذرانديم روشن است . خاصيت خبر افادهء تصديق است و خاصيت وصف افادهء تصور نه تصديق چنان كه معظمله در
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٩