مورد آزمايش پيش از آزمايش و در حين آزمايش محفوظ و ثابت باشد و اين حقيقت همان است كه معظمله در عبارت بعديشان ، « سالبةالمحمول گفتهاند به خاطر اينكه ذاتاً قضيهء سالبهء محصله است » اعتراف كردهاند ، اگرچه در ظاهر توجيه زير بارش نمىروند .
به هرحال تبدل سالبهء محصله در آزمايش به موجبهء معدوله چنان كه معظمله فرموده ، به آزمايش لطمه نمىزند و ما مىتوانيم هر سلب تحصيلى را به شرط وجود موضوع به ايجاب عدولى تبديل كنيم و به جاى « انسان درخت آلبالو نيست » ، « انسان غير درخت آلبالو است » بگوييم .
آرى ، ايشان در تبديل سالبهء محصله به موجبهء معدوله چنان كه بعداً تصريح دارند ، مقابل عدم و ملكه لازم مىدانند و بنا بر آن هر سلب تحصيلى را به ايجاب عدولى نمىتوان تبديل كرد و ميان « درخت آلبالو نيست » و « درخت آلبالو است » ، يعنى درخت آلبالو بودن و درخت آلبالو نبودن تقابل عدم ملكه نيست . معظم له بعداً مىفرمايد : در قضيهء معدوله نيز گفته شد كه بايد در حالى به كار آيد كه موضوع ذاتاً شايستگى محمول را دارا باشد هرچند كه در حال تشكيل و اظهار قضيه آن محمول را فاقد است . اين شايستگى را ملكه مىگويند . من باب مثال اگر گفته شود : ابوالعلاء معرى شاعرى نابيناست ، اين قضيه معدوله است ( معدولةالمحمول ) كه از شايستگى بينايى ابوالعلاء معرى حكايت مىكند و معناى آن اين است كه ابوالعلاء فاقد چيزى است كه شايستهء آن است . اين فقدان را عدم ملكه مىگويند . واضح است كه اينگونه فقدان را به كوه دماوند و يا عالى قاپوى اصفهان مىتوان نسبت داد ، يعنى طبق اصول منطقى صحيح نيست كه بگوييم : كوه دماوند نابيناست يا عالىقاپوى اصفهان ، 4 اصفهان بىچشم و ابروست . با زهم ملاحظه مىكنيم كه حتى قضاياى معدوله از گوناگونىهاى جهان مىسرايد و از روى خواستهء اين و آن نيست . [ مجلهء دانشكده ادبيات ، ( سال 21 ) ، شمارهء 4 ، ص 19 ] .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٧