« زمين كروى است » مراد است كه موضوعى است تصورى و مرآه همان قضيه است كه مشتمل به تصديق بالفعل است و در اين عمل نيز حكم يك تصديق بالفعل را بيان كردهايم بىاينكه خود تصديق بالفعل را موضوع قضيه قراردهيم و يا به حكمى كه در قضيه است و وجود رابط و غير مستقل دارد به نظر استقلالى نگريسته ، در صورت وصفش درآورده ، موضوع قرارداده ، خواص و آثار مطلوبه را به آن حمل نموده و مىگوييم : كروى بودن زمين حق است و مسألهاى است طبيعى .
* * * پس از بيان اين مقدمه برمىگرديم به اصل مطلب و آن بحث در انعقاد قضيهء سالبةالمحمول و امكان و عدم امكان آن مىباشد . قضيهء موجبهء سالبةالمحمول چنان كه اسمش دلالت دارد ، قضيهء موجبهاى بايد باشد كه در ناحيهء محمولش سلبى هست . اين سلب را سلب عدولى كه جزء معمول باشد نمىشود گرفت ، زيرا در اين صورت همان قضيهء موجبهء معدولةالمحمول خواهند بود و مثبتين موجبهء سالبةالمحمول تصريح دارند كه اين قضيه غير از معدوله است . پس ناگزيريم سلب را با سلب تحصيلى بگيريم كه تصديقى است بالفعل و داراى موضوع ( كه موضوع قضيه باشد ) و محمول و حكم سلبى كه سلب حكم است و اين تصديق سلبى را كه خودش قضيهء سالبهء محصلهاى است دوباره حمل كنيم به موضوعى كه در خودش است و در نتيجه قضيهاى خواهد بود كه محمول آن يك تصديق بالفعل و قضيهاى تامه مىباشد ، در حالى كه محمول من حيث هو محمول تصورى بالفعل بايد باشد و اين خلف است پس در ميان قضايا قضيهاى به نام موجبهء سالبةالمحمول نداريم .
معترض معظمله در مقالهء خودشان از دو طريق به اثبات قضيهء موجبهء سالبةالمحمول پرداختهاند كه ذيلًا به عين عبارت خودشان نقل مىشود : « طريق اول
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٤