تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
متضمن انتفاى حكم باشد نه حكم انتفائى مانند « زيد نويسنده نيست » كه دلالت دارد بر اين‌كه نويسندگى به زيد ثابت نيست ، و اين جز اين است كه سلب جزء مفهومى تصورى قرارگرفته ، محمول با موضوع يا هر دو قرار گيرد كه اصطلاحاً عدول ناميده مىشود ، چنان كه مىگوييم : « زيد غير نويسنده است » ، « غير زيد نويسنده است » ، « غير زيد غير نويسنده است » كه اينها قضيه‌هاى ايجابى مىباشند نه سلبى ، لفظ مشتمل به تصديق قضيه ناميده مىشود و اجزاى قضيه كه اجزاى صورت علمى تصديقى هستند و همه بدون استثنا تصورى ، هر كدام به حسب ارتباطى كه به حكم دارند نامى دارند ، مانند موضوع و محمول و صفت و ظرف و نظاير آنها . و نيز از وجدانيات ماست اين‌كه يك قضيه به بيشتر از يك تصديق بالفعل مشتمل نمىشود ، خواه در ايجاب و سلب متحد باشند يا مختلف ، و هم‌چنين اجزاى تصورى قضيه كه بالفعل تصور و متعلق حكم مىباشند ، مانند موضوع بالفعل و محمول بالفعل و يا يكى از قيود آنها ، مانند وصف و ساير قيود و متعلقات موضوع و محمول هرگز تصديقى نمىشوند ، هرگز نمىشود يك تصديق نام بالفعل را موضوع حكمى ديگر قرارداد و قسيم بودن تصور و تصديق را بىاثر گذاشت . آرى گاهى كه به بيان لوازم و آثار تصديق نياز افتد و اين امر بدون موضوع قراردادن تصديق انجام نمىگيرد ، در حالى كه آن هم غيرممكن است ذهن يك مفهوم تصورى را با تسميه يا حكايت مثلث مرآه تصديق قرارداده و آن را مثلًا موضوع قرارداده و آثار و لوازم تصديق را به آن حمل مىكند و در نتيجه غرض حاصل شده و محال لازم نمىآيد ، چنان كه در قضيهء « زمين كروى است » مىگوييم اين قضيه راست است و چنان كه مشاهده مىشود قضيه را كه مفهومى است تصورى مرآه تصديق « زمين كروى است » گرفته و اثر و حكم مرئى را به مرآه حمل كرده و بدين وسيله هم حكم و اثر تصديق را بيان كرده‌ايم و هم از محذور موضوع قرار گرفتهء تصديق تحرز جسته‌ايم و يا در همان قضيهء « زمين كروى است » مىگوييم : زمين كروى است ، راست است و در اين صورت نيز لفظ
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 83 | السيد محمدحسين الطباطبائي