تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
بارى در قضاياى سالبهء محصله اين حالت نوسازى وصفى كه بر صورت سلبى اين قضايا عارض مىگردد ، قضيهء سالبةالمحمول را به وجود مىآورد كه نشان دهندهء توصيف سلب است . و بدين ترتيب قضاياى سالبةالمحمول جز آگاهى از سوالب و توصيف موضوع به همان آگاهى نخستين چيز ديگرى نيست و در حقيقت يك وضع سهل و ممتنعى به خود گرفته كه احياناً مورد بىمهرى قرار مىگيرد . چون از طرفى صدق يا توصيف همان سوالب معمولى است كه نام آن را سالبةالمحمول گذاشته‌اند و از طرفى ديگر چون اين قضيه تركيبى از ايجاب و سلب است ، باور كردن آن حتى براى بعضى ارباب دانش دشوار به نظر مىرسد . اما اگر توجه كنيم كه چگونه يك خبر سلبى ساده با حالت سلبى خود وصف موضوع خود واقع مىشود ، همهء اين دشوارىها بر طرف خواهد شد ، زيرا با همان آگاهى سلبى كه از يك خبر سلبى دريافت مىكنيم جملهء وصفى خود را بنياد مىسازيم و اما اگر بخواهيم اين آگاهى سلبى را در هنگام توصيف به صورت معدولةالمحمول درآوريم ، بديهى است كه آن آگاهى نخستين خبرى را از دست خواهيم داد . و چون معدولةالمحمول همان‌طور كه گفته شد ، از يك نوع حقيقت ديگرى كه شايستگى موضوع است حكايت مىكند و ما به آن شايستگى آگاهى نداريم ، طبيعاً قضيهء وصفيهء ما به صورت يك ادعاى دروغى كه ما از آن آگاهى نداريم بيرون خواهد آمد . بدين دو طريق ما به آسانى مىتوانيم سالبةالمحمول را تحصيل نموده و آن راه از سالبهء محصله و معدوله جدا و مستقل بشناسيم و با شناختن حقيقى آن راه ، تحليل فلسفى معناى امكان براى ما هموار خواهد شد ، زيرا از طرفى اين مطلب مسلم است كه امكان در اصل به معناى سلب ضرورت است و از طرفى ديگر همين سلب ضرورت به ماهيات ممكنه عمل مىشود و همه مىگوييم جهان هستى ممكن است ، يعنى هستى براى آن ضرورت ندارد . اما بحث اين است كه آيا اين سلب ضرورت كه محمول يا وصف ماهيات است يك سلب تحصيلى است يا عدولى است و يا