تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
اوصاف پيش از دانستن اخبار مىباشند » استنباط كرده‌ايم و از زبان حكماى ديگر شنيده‌ايم . شرح آن بدين قرار است كه جمله‌هاى خبرى را چه سلبى و چه ايجابى ، پس از آگاهى عيناً با همان حالت خبرى به صورت جمله‌هاى وصفى بيرون مىآوريم ، به طورى كه اين نوسازى وصفى هيچ‌گونه آسيبى به سازمان خبرى جمله‌هاى مزبور وارد نمىسازد . مثلًا اگر قبلًا مىدانستيم كه « احمد مهندس راه‌سازى است » يا « منوچهر طبيب نيست » و يا « مسلمان دروغ‌گو نيست » ، اين جمله‌ها در به دو امر كه مىشنويم براى ما جمله‌هاى خبرى خواهد بود ، زيرا آنها ما را از واقعيت‌هاى ايجابى و سلبى آگاه مىسازد . اما به محض اين‌كه از واقعيت‌ها آگاه شديم ، مىتوانيم از همين جمله‌هاى خبرى جمله‌هاى ديگرى كه جمله‌هاى وصفى است نوسازى كنيم ، بدون اين‌كه حالت خبرى بدوى آنها را به حالت ديگرى دگرگون سازيم . در مثال‌هاى بالا مىگوييم : « احمد كسى است كه مهندس راه‌سازى است » و « منوچهر كسى است كه طبيب نيست » و « مسلمان كسى است كه دروغ‌گو نيست » . نكته مهم اين است كه در اين نوسازى اگر جمله‌هاى خبرى پيشين به حالت اصلى خود باقى نماند و به حالت عدول تغيير كند اين نوسازى وصفى هم تحقق‌پذير نخواهد بود ، زيرا اگر قرار باشد اين جمله‌هاى خبرى را به خواستهء خود از وضع اصلى خود بيرون آورده و به صورت عدول و يا تركيب درآوريم كه توصيف خالص است و خبر نيست ، نه تنها خطاى منطقى مرتكب شده‌ايم بلكه جملهء صحيح و كامل پيشين را هم از دست داده‌ايم و جز « نسبت ناقصه » كه نمىتواند يك قضيهء كامل منطقى را تشكيل دهد ، باقى نخواهد ماند . جمله‌هاى خبرى پيشين ما همه بدين صورت ناقص خواهد گرديد : « احمد مهندس راه‌سازى . . . » و « منوچهر غير طبيب . . . » و « مسلمان غير دروغ‌گو . . . » . اينها نسبت‌هاى ناقصه‌اى است كه شنونده را نمىتواند قانع و ساكت نمايد و به همين دليل منطقى نمىتواند بود .