تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
سالبةالمحمول است . به نظر ما همان‌گونه كه صدر فلاسفهء اسلامى صدرالدين فرموده است ، اين سلب كه نام آن امكان است ، فقط در قالب موجبهء سالبةالمحمول به ماهيات ممكنه حمل مىشود و تحليل معنا امكان هم در فلسفه جز از طريق سالبةالمحمول ميسر نيست . حال اگر بخواهيم از اين نظر محققانه تجاوز كنيم ، معناى حقيقى امكان ماهيات را از دست داده‌ايم و ايراداتى كه فلسفه از اين رهگذر به تصوير معناى امكان وارد كرده ، جواب‌گويى نخواهد شد . روى اين اصول و دلايل ناگزيريم رأى صدرا را در مورد سالبةالمحمول تأييد نموده و بدين سخن حكيمانه تمثيل جوييم آن‌جا كه مىگويد : و صدرالدراء هورأي الصدر . اما علامهء بزرگوار هم در مقالهء « بحثى دربارهء امكان » و هم در تحشيه‌اى كه بر كتاب شريف اسفار نوشته است ، سخن خود را بدين‌گونه توضيح مىدهد : و همچنين گفتهء او ( صدرالمتألهين ) در قضاياى سالبه كه معناى آنها انكار و رفع نسبت است ، نه گواهى به نسبت فلسفى زمينهء اثبات قضيهء موجبهء سالبةالمحمول را دگرگون مىسازد ، زيرا بر طبق همين تفسير صحيح از قضاياى سالبهء ديگر راهى براى اثبات سلب كه معناى سالبةالمحمول است باقى نمىماند مگر اين‌كه سالبةالمحمول را به معدوله بازگردانيم . « 1 » به نظر ما اساس اين بىمهرى معظم‌له به يكى از شاهكارهاى منطقى صدرالمتألهين همين است كه تصور كرده‌اند مفاد سالبةالمحمول « اثبات نسبت سلبيه » است در حالتى كه با قدرى تأمل در شرحى كه دربارهء قضيهء سالبة المحمول داده شد ، اين مطلب كاملًا روشن مىشود كه سازمان منطقى قضيهء موجبهء سالبةالمحمول جز همان « سلب نسبت » نيست . اگر اين سلب نسبت مورد گواهى واقع گردد و تصديق شود كه به راستى اين سلب صادق است ، قهراً صورت
هامش
( 1 ) . حاشيهء كتاب اسفار ، ( تهران : شركت دائرةالمعارف ) ، ج 1 ، ص 169 ، حاشيهء شمارهء 2
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 76 | السيد محمدحسين الطباطبائي