تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
يك سالبه‌اى به ميان آوريم آن را به كلى از دست داده و به حالت عدول دگرگون ساخته‌ايم ؟ و آيا اين بدان معنا نيست كه آزمايش سلب قضيه مورد آزمايش را قلب ماهيت داده و آن را از سلب به عدول تحويل مىدهد و آزمايش نافرجام خواهد بود ؟ زيرا اين ديگر آزمايش صدق سلب نيست بلكه يك قضيهء نوبنياد است كه خود به خود به ظهور پيوسته و صورت معدولةالمحمول را به خود گرفته است و هيچ ارتباطى به قضيهء نخستين ندارد و بالنتيجه آزمايش امكان‌پذير نخواهد بود . پس چگونه ما مىتوانيم از صدق و كذب يك قضيه سالبه سر بيرون آوريم ؟ و باز اين‌كه علامهء بزرگوار مىگويد : « ما از نظر ادبى در كلام خويش كه نمايندهء عمل ذهن است ، هرگونه تصرف در موضوع و محمول آن و در نفى و اثبات مىتوانيم انجام دهيم . » « 1 » به همان دليلى كه در بالا ذكر شد ، اين سخن براى ما قابل درك نيست ؛ زيرا اگر راست است كه كلام نمايندهء ذهن است ، اين نيز صحيح است كه ذهن هم نمايندهء حقايق عينى است . و اگر ذهن بخواهد همان‌گونه كه حقايق عينى جهان را درك كرده ، به وسيلهء كلام واگو كند ، چگونه مىتوان گفت هرگونه تصرف در موضوع و محمول و در نفى و اثبات به اختيار عامل درك كننده است ! شايد اين سخن در تخيّلات و اشعار كه ذهن قدرت خلاقهء خود را هرگونه كه مىخواهد به كار مىبرد درست باشد و ذهن آسمانى را با ريسمان مىدوزد اما چگونه ممكن است در قضاياى منطقى كه از مواد فلسفه تشكيل يافته است اين ادعا را پذيرفت كه موضوع و محمول در نفى و اثبات به اختيار گوينده است ؟ منطق مانند فلسفه از علوم حقيقى است و از اعتبارات محض كه مولود قدرت خلاقهء خيال است نمىباشد . منطق آلت نظارت در حقايق عينى جهان است و ملعبهء قوهء خيال زيد و عمرو نيست تا بتوان گفت خواستهء ذهن ما هرگونه تصرف در موضوع و محمول و در نفى و اثبات را مىتواند انجام دهد ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 247