خاطر تعليمات ابتدايى گفته شده كه تفاوت ميان سالبهء محصله و معدوله فقط به قصد و اعتبار است و يك تفاوت اصولى نيست ، يك سخن ناسنجيده بيش نيست و به كلى از درجهء اعتبار منطقى ساقط است . تفاوت ميان سالبهء محصله و معدوله تفاوت يك واقعيت عينى با يك واقعيت عينى ديگر است . چگونه مىتوان ادعا كرد كه مثلًا تفاوت ميان ابوالعلاء معرى و عالىقاپوى اصفهان در نداشتن چشم تنها به قصد و اعتبار است و يك تفاوت حقيقى نيست ؟
پس از دانستن اين مقدمه ، حالا مىآييم بر سر مطلب اساسى خودمان كه آيا موجبهء سالبةالمحمول چيست ؟ به نظر ما براى به دست آوردن اين قضيه تنها دو طريق موجود است كه يكى را بايد طريق « آزمايش و بررسى صدق » ناميد و ديگرى را طريقهء « توصيف » . طريقهء اول طريقهء مشهورى است كه در سخنان حكماى اسلامى ديده مىشود و حكيم سبزوارى هم در كتاب شرح منظومه و هم در شرح و تفسير بىنظير خود بر كتاب اسفار آن را به تفصيل ذكر كرده است . اما طريقهء دوم روشى است كه ما خود ابتكار كردهايم و در اين مقاله پيشنهاد مىكنيم . نخست از طريقهء مشهور شروع مىكنيم :
در سنجش مناسبات اشياء با يكديگر هنگامى كه با دو شىء كاملًا متفاوت برخورد مىكنيم قهراً مىخواهيم اين عدم تناسب را كه خود درك كردهايم با تشكيل قضيهاى اعلام داريم ؛ مثلًا مىگوييم : « انسان درخت آلبالو نيست » . البته اين قضيه يك سالبهء محصله بيش نيست . اما پس از تشكيل قضيه و حكم بدوى ممكن است به عللى ترديد در صحت و سقم قضيه روى دهد . بر اثر اين رويداد ، بار ديگر اين قضيه به همان صورت سلبى خود در ذهن گوينده يا شنونده تنها با علامت پرسش طرح شده و با خود بازگو خواهد كرد : « آيا راست است كه انسان درخت آلبالو نيست ؟ » در اين مرحلهء آزمايشى بديهى است كه قضيهء سالبه هرگز ماهيت سلبى خود را از دست نداده و بلكه يك حالت علاوهاى به خود مىپذيرد كه آن را حالت آزمايش صدق قضيهء
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٩