تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
سالبه مىتوان ناميد . در تحليل اين آزمايش ، به اين نتيجه مىرسيم كه قضيه سالبهء محصله نه تنها سلب خود را از دست نمىدهد بلكه با حفظ صورت منطقى وضع ، آزمايش صدق سلب را هم به خود مىپذيرد . اساساً آزمايش هر چيزى ممكن نيست حقيقت شىء مورد آزمايش را دگرگون سازد ، زيرا در آن صورت اين آزمايش ديگر آزمايش آن شىء مخصوص نخواهد بود . آزمايش صدق و كذب قضيهء سالبهء محصله هم ممكن نيست صورت منطقى اين قضيه را به معدوله يا چيز ديگرى قلب ماهيت دهد . و الا اين آزمايش صدق و كذب آن قضيه نيست . حال چون اين آزمايش صدق سلب يك عمل ايجابى است كه روى سالبهء محصله انجام مىيابد ، بدين جهت قضيه‌اى كه دلالت بر صدق سلب مىكند « موجبهء سالبةالمحمول » اصطلاح كرده‌اند . موجبه گفته‌اند به علت آن‌كه مفهوم آن صدق و ايجاب است ؛ سالبةالمحمول گفته‌اند به خاطر اين‌كه ذاتاً قضيهء سالبهء محصله است و هيچ رويدادى كه اين قضيه را از حالت سلب تحصيلى بيرون آورده و به صورت ايجاب يا عدول درآورد به وجود نيامده است و كماكان نسبت ميان موضوع و محمول انتفاى نسبت است نه نسبت انتفائيه . اكنون اگر ما همانطور كه علامهء بزرگوار فرموده است ، بگوييم : همين كه بعد از تحقق سلب دوباره به سوى آن برگشته ، بخواهيم آن را محمول يا وصف چيزى قرار دهيم ، به واسطهء فرض عدول پيدا كرده موجبه ، معدولةالمحمول خواهد شد نه موجبهء سالبة المحمول . « 1 » آيا اين سخن جز اين است كه ما به كلى آزمايش صدق و كذب قضيهء سالبهء محصله را منكر شده و بگوييم اصلًا ممكن نيست قضيهء سالبهء محصله را تحت آزمايش قرارداد و سخن از صدق و كذب آن به ميان آورد ، زيرا به محض اين‌كه سخن از صدق
هامش
( 1 ) . « بحثى دربارهء امكان » ، مجلهء دانشكدهء ادبيات ، ( سال هفدهم ) ، شماره‌هاى 3 و 4 ، ص 247
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 70 | السيد محمدحسين الطباطبائي