موجبهء سالبةالمحمول چيست ؟ « 1 »
در بحثى كه ميان نگارندهء اين سطور و يكى از بزرگان عصر در موضوع « امكان » به ميان آمد و مجلهء دانشكدهء ادبيات عهدهدار انتشار آن گرديد ، اين نكته به دست آمد كه « قضيهء سالبةالمحمول » همانگونه كه فلاسفهء بزرگ اسلامى در محل خود هشدار دادهاند ، نياز به تأمل بسيار دارد تا به درستى چهرهء واقعى خود را آشكار سازد . به عقيدهء اين نگارنده تنها پيچيدگى خاصى كه در صورت تصورى اين قضيه است ، موجب انكار حالت تصديقى آن گرديده و بزرگان دانش را در تنگناى فكرى انداخته است در حالتى كه اگر اين قضيه به خوبى و درستى تصور و تحصيل گردد ، تصديق و گراييدن به درستى آن بسيار آسان خواهد بود . از طرفى چون اين قضيه بهخصوص قالب منطقى امكان ماهيات است ، بدون دريافت حقيقت آن معنى امكان براى هيچ فيلسوفى هر قدر هم عالى مقام باشد ميسر نيست بدين جهت لازم آمد كه بحث را از موضوع امكان به موضوع تازهاى كه عنوان اين مقاله است تغيير دهيم تا معلوم گردد قضيهء سالبةالمحمول چيست و داراى چه اعتبار منطقى مىباشد و چرا بايد امكان
هامش
( 1 ) . مقالهء اين نگارنده تحت عنوان « امكان عام » در مجلهء دانشكدهء ادبيات ( شمارهء آذر - بهمن 1346 ) چاپ شده و پاسخ علامهء بزرگوار آقاى سيد محمد حسين طباطبائى « بحثى دربارهء امكان » كه عين جملات مقالهء اين جانب را به عنوان « اشكال » و پاسخ خود را به عنوان « جواب » مرقوم داشتهاند ، در شمارهء خرداد - تير 1349 همان مجله مندرج است ( هر دو مقاله در اين كتاب نقل گرديد )