آغاز بحث امكان در شرح حقيقت امكان ذكر كرده ، تنافى دارد ، زيرا در آغاز بحث صريحاً حقيقت امكان را ايجاب سلب اعلام داشته و در اينجا آن را سلب ايجاب معرفى مىكند . »
به نظر كوتاه اين جانب اين ايراد بر صدرالمتألهين نه تنها وارد نيست ، بلكه گفتهء او نظر ما را در تفسير معناى امكان بهطور آشكارترى به ثبوت مىرساند ، زيرا هر سالبهء محصلهاى را كه بخواهيم بر مورد سلب حمل نماييم و از آن موجبهء سالبة المحمول تشكيل دهيم ، طبيعتاً از صورت سلب تحصيلى خارج شده و حالت ايجاب سلب به خود مىگيرد و اصولًا فايدهء موجبهء سالبةالمحمول غير از اين نيست كه سلب ايجاب را به ايجاب سلب باز مىگرداند و اين تبديل بهغير حقيقت امكان نيست چون با حفظ معناى سلب تحصيلى عمل حمل و ايجاب انجام مىيابد .
سپس محشى معظم اسفار به ايراد ديگرى در تفسير امكان مبادرت ورزيده و گفتهاند صدرالمتألهين در آغاز فصل تقسيم جهت را به وجوب و امتناع و امكان دو تقسيمى و به صورت منفصله فرض كرده ، بدينقرار كه ماهيت را اولًا به ماهيتى كه ضرورىالوجود است و ماهيتى كه ضرورىالعدم نيست تقسيم كرده و سپس قسم اخير را كه ماهيت غير ضرورى الوجود است به دو قسم ديگر يعنى به ماهيت ضرورىالعدم و ماهيتى كه ضرورىالعدم نيست تقسيم نموده و با اين ترتيب خوب آشكار است كه او در تقسيم دوم ماهيتى را كه ضرورىالوجود نيست مقسم قرار داده است و اين سلب كه در مقسم تقسيم دوم واقع شده ، حتماً بايد به نحو سلب عدولى باشد نه سلب تحصيلى نتيجه اين است كه اين تقسيم نيز هم دليل و هم اعتراف قاطعى از نويسندهء كتاب است كه سلب تحصيلى هرگز معناى صحيح امكان نيست .
به عقيدهء ما تمام اين بىمهرىهايى كه محشى در اين تعليقه به نويسندهء كتاب روا داشتهاند و گفتههاى او را يك اعتراف غيرمستقيم به لغزشهاى خودش تلقى كردهاند از يك مرجع ضمير مقدرى به وجود آمده و اين مشكلات را به ميان آورده است .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٢