تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
سهولت ميسر نيست ، زيرا هر چند در معنا مطابق‌اند ، اما اصطلاحاً بين قدماى ما و متقدمين فرنگى در اين باب اختلافى بوده است . ممكن مطلق دو جهت دارد : اول جهت عدم ضرورت وجود فقط يعنى « ممكن است نباشد » اين جهت شامل ممتنع و ممكن خاص است ، دوم جهت نفى ضرورت عدم فقط يعنى ممكن أن يكون يا « ممكن است باشد » اين جهت شامل ضرورى و ممكن عام است . به قول قدماى ما ممكن خاص عبارت است از : جمع دو جهت يعنى « ممكن است باشد و ممكن است نباشد » شيخ در دانشنامه ممكن أن يكون را شامل ضرورى و ممكن عام دانسته و خواجه در اساس الاقتباس « ممكن أن لايكون » را شامل ممتنع و ممكن خاص دانسته است . لذا مىتوان گفت كه امكان عام به اصطلاح فرنگىها
Possibility
و امكان خاص
contengency
است ممكن بالقوه تا فعليت نيافته با ممتنع در يك رديف است و وقتى كه فعليت يافت با ضرورى در يك رديف است پس صحيح است اگر بگوييم كه آنچه مقابل امتناع است امكان عام است ، زيرا قضيهء دال بر امتناع مىگويد : « ممكن نيست باشد » و قضيهء دال بر امكان عام مىگويد : « ممكن است باشد » و برعكس مقابل ضرورت امكان خاص است ، زيرا قضيهء دال بر ضرورت مىگويد : « بايستى باشد » و قضيهء دال بر امكان خاص مىگويد : « ممكن است نباشد » . تقسيمى كه آقاى حائرى در مقالهء خود اشاره و از آن استفاده كرده‌اند به شكل زير است : نمايش تصوير