در اشتباهات منطقى واقع نشويم .
ملاحظه بفرماييد اگر ما در بار اول بگوييم انسان كوه نيست يا حسن جماد نيست ، ترديدى نيست كه با اين جملهء خبرى و سلبى انسان و حسن را بهطور نسبى خواهيم شناخت و اين هم بنا به قاعدهاى است كه خبر چه خبر سلبى و چه خبر ايجابى پس از شناختن وصف موضوع خواهد بود . حال اگر در بار دوم همان گزارهء سلبى را كه براى انسان و حسن سراغ داريم صفت آنها قرارداده و بر آنها حمل نماييم ، خواهيم گفت انسان همان است كه كوه نيست و حسن همان كسى است كه جماد نيست و اينگونه قضيه را منطق ما موجبهء سالبةالمحمول ناميده است و به همين ترتيب امكان خاص با آنكه سلب تحصيلى است از لوازم و اوصاف ماهيت شناخته شده است .
اما به اين نكات جالب نه تنها ديگران توجهى نكردهاند ، بلكه احياناً بسيارى از دانشمندان به نام اسلامى را مىبينيم كه در اينباره تحقيق نكردهاند .
* * * از آن جمله در همين بحث امكان در كتاب اسفار صدرالمتألهين شيرازى چاپ جديد تعليقهاى از علامهء معاصر و بزرگوار آقاى طباطبائى ملاحظه شد كه به عقيدهء نگارنده شايد موجه نباشد و يا شايد ما نتوانستيم مقصود ايشان را درست درك نماييم .
در فصل شمارهء 9 صفحهء 163 ، آنجا كه ملاصدرا مىگويد : « فالإمكان لأجل هذا ليس من لوازم الماهية . . . » محشى معظم ايراداتى بر متن وارد كردهاند كه به نظر قاصر اين نگارنده ارتباط آن به مطلب كتاب آشكار نيست تا چه رسد به اينكه اين ايرادات وارد و قانع كننده باشد از جمله فرمودهاند : « اگر حقيقت امكان بر طبق گفتهء مؤلف سلب تحصيلى باشد ، ديگر به هيچ وجه ميسر نيست امكان را در رديف وجوب و امتناع يكى از كيفيات نسبت و مواد سهگانه محسوب كرد . . . » .
به عقيدهء نگارنده ، مطلبى كه صاحب كتاب اسفار از آغاز فصل تا اينجا تحقيق و
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٠