تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

امكان عام

فلسفهء ما ( فلسفهء اسلامى ) مىگويد پس از مفهوم هستى و مفهوم شىء هيچ مفهومى شناخته‌تر از مفهوم ضرورت و لاضرورت نيست و بنابراين لازم نيست ضرورت و لاضرورت را به چيزى تعبير و تفسير نمود . حال اگر ضرورت را به وجود نسبت داديم و گفتيم ضرورت وجود اين مفهوم مفهوم وجوب خواهد بود و اگر آن را به عدم نسبت داديم و گفتيم ضرورت عدم مفهوم امتناع حاصل خواهد شد . لاضرورت را هم اگر به عدم نسبت داديم و يا به وجود اضافه كرديم و گفتيم لاضرورت عدم يا لاضرورت وجود مفهوم امكان عام به دست خواهد آمد و اگر لاضرورت را در آن واحد به عدم و وجود هر دو نسبت دهيم و از آن سلب ضرورت طرفين بسازيم امكان خاصى را اعتبار كرده‌ايم . اينها همه اصطلاح منطق و فلسفه است كه از فلاسفهء اسلامى در دست داريم ، اما فلسفهء اروپايى با اين اصطلاحات توافق كامل ندارد . فلسفهء مزبور يك امكان را در مقابل امتناع فرض نموده و نام آن را
Possibility
اصطلاح كرده و امكان ديگرى را در مقابل وجوب اعتبار كرده و آن را
contengency
ناميده است . مرحوم فروغى هم از قول كانت نقل مىكند كه
Possibility
در مقابل ضرورت عدم يعنى امتناع است و
contengency
در مقابل ضرورت وجود كه وجوب است مىباشد . آن‌گاه فروغى در مقام نكته‌سنجى برآمده و مىگويد : حكماى ما امكان را هم