تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
و اما اين‌كه فرموده‌ايد : كلام شما به تصحيح و تصويب عرفان و تصوف اشاره مىكند ، البته اين‌جانب عرفان را تصحيح مىكنم ، ولى نه عرفانى را كه در ميان سلسله‌هاى دراويش بعضى از اهل سنت دائر و معمول است و طريقتى در مقابل شريعت دارد كه بساز و نواز و غنا و رقص و وجد امر مىكند و نداى " سقوط تكليف " مىزند و چنان كه در ذيل كلام گفتيم ، همين روش‌ها به شيعه هم سرايت كرده است . عرفانى كه از كتاب و سنت استفاده مىشود ، روشى است كه بر اساس اخلاص عبوديت قرار گيرد و سرمويى از مقررات شرع مقدس اسلام جدا نشود ، چنان كه در تفسير الميزان نيز بيان كرديم .

اشكالاتى در تفسير الميزان

اشكال چهارم : در صفحه 9 از جلد 17 تفسير

« الميزان » گفته‌ايد : « و ثانياً آنان ( يعنى ملائكه ) خداىتعالى را در آنچه امر مىفرمايد معصيت نمىكنند پس نفسيه مستقله‌اى كه داراى ارادهء مستقله باشد ندارد » . ميان عدم معصيت و عدم نفس مستقل رابطه‌اى نيست ، چنان كه انبيا و ائمه عليهم السلام معصومند و نفس مستقل وارده مستقل نيز دارند . و اگر مراد از نداشتن اراده مستقل اين است كه آنان اراده نمىكنند مگر آنچه را كه خدا اراده مىفرمايد
« وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ » *
اين معنا اختصاص به ملائكه ندارد و همه مردم بلكه ماسوى الله همين حال را دارند . سپس در صفحه بعد گفته‌ايد : « ملائكه استكمال تدريجى دارند و با اين وسيله به سوى عنايات وجودى خود متوجه مىشوند » اينان وقتى كه نفوس ندارند ، در چه چيز استكمال پيدا مىكنند ؟ جواب : ذيل كلام توضيح نفس مستقله است و مراد استقلال وهمى است كه
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 319 | السيد محمدحسين الطباطبائي