مىكند
« وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ »
« 1 » به دليل تعبير به « مسلمون » مراد معناى لغوى است .
و اما اينكه مرقوم اگر اسلام به معنى مصطلح نباشد نخواهيم توانست خاتميت را با آيه
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ »
اثبات كنيم . مبنى بر اين است كه خاتميت دليلى جز اين آيه نداشته باشد و پيش خصم هم مسلم باشد كه اسلام در آيه به معناى مصطلح است و هر دو مطلب ممنوع است .
و اما اين كه فرموديد : روايات تأييد معناى اصطلاحى را رد مىكند ، كسى وجود معناى اصطلاحى را انكار نمىكند ، ولى وجود معناى اصطلاحى معنى لغوى و منظور بودن آن را نفى نمىكند و روايات كه گاهى به معناى اصطلاحى و وصف آن مىپردازد گاهى هم به بيان درجات و مراتب اسلام به معناى تسليم مىپردازد .
و اما اين كه فرموديد : « اسلام به اجماع همهء امتهاى مختلف جهان اسم دينى است كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله آورده است » در اينكه لفظ اسلام فعلًا اسم اين دين مقدس مىباشد ترديدى نيست و اين نام گذارى به حسب نقل قرآن كريم اول از ابراهيم عليه السلام بوده
« إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
« 2 »
« هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ »
« 3 » و قرآن كريم تلبس به اسلام را از انبيا بعد از ابراهيم عليه السلام و امتهايشان نقل مىفرمايد . مانند اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سليمان و يوسف عليهم السلام و فرزندان يعقوب و سحرهء فرعون و ملكهء حواريين عيسى عليه السلام و تسميهء دين خدا به اسلام نظر به اين كه مصداق تسليم بوده ، اول به عنوان توصيف بوده نه علم به اصطلاح علم نحو ، چنانكه اسماء حسنى كه همهشان صفت هستند ، « اسماء
هامش
( 1 ) . بقره ، آيات 133 و 136
( 2 ) . بقره ، آيهء 131
( 3 ) . حج ، آيه 78