شخص در خود مشاهده كند و با انتفا اين استقلال اتباع هوا به كلى منتفى مىشود
« لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ »
و مرجع آن به نفس اماره است و بر خلاف آنچه كه در اشكال گفته شده ، انبيا و ائمه هم مانند ملائكه اين نفس را ندارند . و آنچه در ذيل اشكال شده كه « وقتى كه ملائكه نفس ندارند استكمال تدريجىشان معنا ندارد » اشتباه است و مراد از اين جمله نفى استكمال است نه اثبات استكمال و جمله « من شأنها » عطف است به جمله « هى فى معرض . . . الخ » و ضمير « من شأنها » راجع به ماده جسمانيه است ، نه بر نفوس .
اشكال پنجم : در صفحه 167 جلد 17 الميزان
اخبارى را كه در قضيه الياس عليه السلام وارد است تضعيف نموديد و روايت كافى را كه مرحوم مجلسى نيز در حيات القلوب نقل فرموده و مضمونش مصاحبهاى است كه الياس عليه السلام با امام باقر و امام صادق عليهم السلام نموده است ، نقل نكرده و روايت نامبرده ممكن است صحيح اعلائى نباشد ، ولى روايت متينى است كه با ظاهر قرآن تضاد ندارد و با حقايق ضرورى تصادم ندارد و مانند ساير رواياتى است كه در تفسير نقل نمودهايد و حيات الياس عليه السلام را اثبات مىكند .
جواب : فعلًا در نظرم نيست كه چرا روايت نامبرده را نقل نكردهايم ، شايد به جهت طول روايت بوده يا مغفول عنه شده و اگر نقل هم كرده بوديم نتيجهاى نداشت ، چنان كه در جواب اشكال بعدى خواهد آمد ، علاوه بر اينكه احتمال تمثل هم هست .
اشكال ششم : باز در صفحه 194 جلد 17 الميزان
گفتهايد : « بعضى گفتهاند به فرعون ، ذوالاوتاد مىگفتند براى اين كه بزه كاران را با ميخها به زمين كوبيده عذاب مىكرد » الخ . . . بعد گفتهاند اين سخنان دليل قابل اعتمادى ندارد در حالى كه مرحوم فيض در تفسير صافى ، از كتاب عللالشرايع حديثى در تفسير اوتاد نقل نموده است .
جواب : روايت نامبرده از مستدركات است و به نحوى بايد ضميمهء تفسير شود ، ولى نكته قابل توجه اين است كه در اصول به ثبوت رسيده كه روايات آحاد اگر چه