تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
اللّه » ناميده مىشوند و بعد به واسطه كثرت استعمال ، علم بالغلبه شده است و در عين حال تلميح به معناى لغوى به واسطه الف و لامى كه در « الاسلام » است ، از اين‌جا نرفته است .

شيخيه و كريمخانيه

اشكال دوم :

« دو طايفه شيخيه و كريمخانيه با وجوه اختلافى كه با بقيه شيعه دارند ، به عنوان اين‌كه اختلافاتشان در توجيه بعضى از مسائل نظريه است نه در اثبات و نفى اصل مسائل ، افتراقشان را انشعاب نگرفتيد ، با اين‌كه آنان منكر معاد جسمانى و معراج جسمانى مىباشند و سخنانى در خصوص حضرت حجت عجل‌اللّه تعالى فرجه دارند . . . » . جواب : ملاك خروج از يك دين يا مذهب انكار بعضى از ضروريات آن دين يا مذهب مىباشد ؛ به اين معنا كه كسى يكى از مسائلى را كه ثبوت آن در آن دين يا مذهب پيشش ضرورى و بديهى مىباشد ، انكار نمايد و در اين مسائل اصل مسئله ضرورى و خصوصيات آن نظرى است . كسى كه از ظواهر كتاب و سنت وجود معادى را غير جسمانى فهميد ، با اين كه به حسب افهام عادى ظواهر نامبرده به جسمانيت آن دلالت دارند . جسمانيت وجود معادى پيش اين شخص ضرورى نيست . تا انكار آن ، انكار ضرورى باشد و ضرورى بودن آن پيش ديگران ، ربطى به عالم او ندارد و اگر اجماعى هم فرض شود ، چون اجماعى است در غير احكام فرعيه ، حجيت براى او ندارد .

عرفان و تصوف

اشكال سوم :

از سخنانتان كه در كتاب شيعه در اسلام در خصوص عرفان و تصوف داريد در مىآيد كه عرفان و تصوف را تصحيح مىفرماييد آن‌جا كه تاريخچه پيدايش و نشو و نماى اين طائفه و مجاهده شان را در حفظ روش خودشان ذكر مىكنيد در حالى كه ائمه عليهم السلام و فقها تكفيرشان كرده‌اند و احتمال كمترين صحت و اعتبار در اقوال‌شان نيست .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 317 | السيد محمدحسين الطباطبائي