تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
آزادى عمل داد . و ثانياً : نزاع با سرمايه بردگى استعباد و استرقاق و نظاير آنها نيست ، بلكه در معناى آن است . خواه نام بردگى نيز همراه آن باشد يا نباشد . حقيقت بردگى عبارت است از سلب استقلال اراده و عمل و بديهى است كسى كه در اراده و عمل استقلال نداشته باشد ، اراده و عملش مملوك كسى ديگر خواهد بود و از همين نظر بوده كه برده را خريد و فروش مىكرده‌اند . مسئلهء بردگى در ميان ملل و اقوام سلف در چهار مورد جارى مىشد : 1 . بزرگ خانواده مىتوانسته دختر و پسر و زيردستان خود را بفروشد . 2 . مرد گاهى زن خود را مىفروخته و گاهى به اجاره يا عاريه مىداده يا بذل مىكرده . 3 . فرمانرواى جماعتى به استناد و اتكاى قدرت خود مىتوانسته هر كه را دلش خواست زير يوغ بردگى و بندگى درآورد ، چنان كه پادشاهان را مالك‌الرقاب مىناميدند . 4 . يكى از دو طرف متخاصم كه در جنگ فاتح مىشد اگر دشمن جانى خود را زنده به دست مىآورد مىتوانست او را بردهء خود قرار دهد يا بكشد يا ببخشد . اسلام از اين چهار نوع برده‌گيرى سه نوع اول آن را الغا كرده و با تحديد حقوق والدين نسبت به اولاد و هم‌چنين تحديد حقوق مرد نسبت به زن و يا بسط حكومت عادلهء اسلامى ، اين نوع برده‌گيرى را ريشه‌كن نموده است . ولى نوع چهارم را امضا نموده است و هرگز نمىتوانست نكند ، زيرا اسلام دينى است فطرى و حكم فطرت جز اين نيست . هيچ فردى و هيچ جامعه‌اى نمىتوان يافت كه در برابر دشمنى كه مىخواهد نام او را يا مقدسات او را از لوح هستى پاك كند ساكت نشسته ، از هستى خود كه با پستى دشمن توأم است دفاع نكند يا پس از غلبه ، وقتى كه دشمنى را به دست آورد ، به همان نام پيروزى قناعت نموده ، دوباره دشمن را
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 218 | السيد محمدحسين الطباطبائي