فكر بشر در ترقى و تكامل بوده و روزى خواهد آمد كه بشر رقيّت و بردگى را تقبيح نموده و از نظر عقلى هم قابل قبول نيست كه عدهاى عدهء ديگر را استعمار نموده و هرگونه آزادى را از آنان سلب نمايد و همچنين اگر كفار را به بردگى مىگرفتند تا در محيط اسلام تربيت شوند ، فرزندان آنان چرا به تبعيت برده شده ، اگرچه مسلمان هم بودند ، اگر بفرماييد كه اسلام براى آزادى آنان وسايل زيادى برانگيخته ، در پاسخ خواهيم گفت اين موضوع اشكال اصل تجويز رقيّت را بر طرف نمىكند . چطور بعض مسائل عبادى يا جنبههاى ديگر بنده را در درجهء پستى قرار دادهاند ؟
5 . سؤال پنجم اين حقير ، از اهم سؤالات ديگر است . سؤالى است كه نوع طبقهء تحصيل كرده روى آن جداً اشكال كرده و مشكل بزرگى براى طبقهء متديّن هم شده و آن قضيهء اصل خلقت انسانى است . قرآن كريم بالصراحه جدّ انسان را آدم و خلقت او را از خاك مىداند در حالى كه عدهاى از دانشمندان انسانشناس پس از سالها تحقيق و آزمايش نظريات مختلفى در اين زمينه بيان داشتهاند كه بهطور كلى با نظر قرآن تفاوت دارد . با اطلاع از اينكه اين عده از دانشمندان پس از مدتها آزمايش روى انواع انسانها و حيوانات اين چنين نظرياتى مىدهند ، به هر صورت اميدواريم كه اين قضيه را روشن بفرماييد .
پاسخها :
1 . تركيب تخممرغ از دو مايع مختلف و پيدايش جوجههاى نر و ماده و گوناگون از آن ، دليل است بر حدوث عالم و استناد آن بر علتى بالاتر از آن ، زيرا اين صور و اشكال مختلف را كه اين همه آثار گوناگون از آنها بروز مىكند بى حقيقت و موهوم و پندارى نمىتوان فرض كرد و راه سفسطه پيمود ، بلكه اينها حقايق و واقعيتهايى هستند كه داراى هويتهاى مختلف و آثار و خواص گوناگون و متغاير مىباشند .
و با ارتباط بسيار منظم و نظام دقيق شگفتانگيزى كه در ميانشان حكم فرماست