نمىتوان پيدايش آنها را اتفاقى و بدون سبب و علت فرض كرد . بلكه اينها حقايقى هستند كه در پيدايش سبب استناد دارند و به واسطهء واقعى بودن اختلافات نمىتوان آنها را معلول مادهء يكنواخت كه هيچگونه اختلافى ندارد دانست و اگر براى ماده اختلاف تركيب يا اختلاف حركت فرض كنيم ، تازه سؤال برمىگردد به اختلاف تركيب با اختلاف حركت كه از كجا پيدا شدهاند .
پس ناگزير اين اختلاف ذاتى صور و اشكال و آثار را بايد به علت و سببى بالاتر از ماده و جهان ماده نسبت داد و در نتيجه بايد تخممرغ را با آن همه تركيب و آثارى كه به آن مترتب مىباشد حادث و مسبوق به علت دانست .
و همين خاصه كه در تخممرغ مىبينيم ، در ساير موجودات و پديدههاى جهان موجود است و حتى ماده كه در وجود خود نيازمند به صورت و شكل است و در نتيجه جهان طبيعت با نظام وسيعى كه دارد حادث و مسبوق به علت مىباشد .
2 . چنان كه آيهء
« وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
دلالت بر خاتميت دارد ، همچنين آياتى كه دلالت بر همگانى و هميشگى بودن « عموم و دوام » دين اسلام دارند مانند آيهء
« أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ »
و آيهء
« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ »
، زيرا عمر و دوام دينى بدون خاتميت آورندهء دين نامبرده تصور ندارد .
و همچنين آياتى كه دلالت بر افضليّت و اجمعيّت قرآن كريم نسبت به ساير كتب آسمانى دارد مانند آيهء
« وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ »
و آيهء
« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ »
و آيهء
« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى »
دلالت بر افضليت رسول اكرم صلى الله عليه و آله دارند ، زيرا قرآن كريم جز دعوت پيغمبر اكرم چيزى ندارد و ميزان ارزش نبى ارزش دعوت اوست .