تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
3 . روايت « و ان اهل التوحيد ليشفعون فيشفعون » به يكى از دو معنا قابل حمل است . يا مراد از اهل توحيد كملين از موحدين و علما همه است ، به دلالت آيهء كريمهء
« وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ »
و آيهء «
إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً »
يا مراد شفاعت موحدين است نسبت به مستضعفين و آنان كه خداى متعال در حقشان مىفرمايد :
« مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ »
و مستضعفين به حس به ظاهر اكثريت بشر را تشكيل مىدهند . 4 . مرقوم داشته‌ايد كه « پاسخ اشكال برده‌گيرى اسلام را كه مجلد 6 تفسير الميزان ارجاع نموده بوديد در حالى كه در تفسير نامبرده به اشكال مذكور پاسخى داده نشده و خلاصه اين‌كه فكر متكامل بشر برده‌گيرى و سلب آزادى مطلق از يك فرد انسان تقبيح مىكند و از نظر عقلى نيز قابل قبول نيست و اگر گفته شود اسلام كفار را به بردگى مىگرفت تا در محيط اسلام تربيت شوند مىگوييم گناه فرزندانشان چيست كه پس از پذيرفتن اسلام نيز بايد در حال بردگى به سر برند و اگر گفته شود اسلام براى آزادى آنان طرقى انديشيده مىگوييم اشكال در اصل بردگى ايشان است كه در بقا و دوام آن پس از استقرار . الخ . » گويا به بحثى كه در تفسير درج شده است توجه كامل مبذول نشده ، لذا ناگزير مجدداً به توضيح مىپردازيم : اصولًا بايد دانست كه : اولًا اگرچه انسان از نظر صفت اختيار كه دارد آزاد آفريده شده ، ولى هرگز نمىتوان براى وى آزادى مطلق قائل شد . انسانى كه طبعاً بايد در حال اجتماع قهراً با رعايت مقرراتى كه حافظ اجتماع‌اند زندگى كند نمىشود كه مطلق‌العنان و فعال مايشاء باشد ، پس در هر حال آزادى انسان در ماوراى قوانين و مقررات است . به عبارت ديگر ، انسان آزاد است فىالجمله نه بالجمله . افراد عادى و متوسط جامعه در موارد و جريان قوانين آزادى عمل ندارند و افراد نيز تحت شرايطى آزادى از ايشان مسلوب است . به ديوانه ، به سفيه و به كودكان نمىشود آزادى عمل داد . به دشمن جانى و بزه‌كار بىو بند و بار نمىشود
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 217 | السيد محمدحسين الطباطبائي