داراى اين صفت خواهد بود يا ثبات و آرامش نفسى پيدا نموده و هيچگونه تحول تغيير راه به وى نخواهد داشت ؟
و با تغيير ديگر آيا حركت كلى جهان كه با رسيدن به مقصد و غرض تبديل به همان هدف و غرض شده و آرامش پيدا مىكند مانند هدف و غرض حركتهاى جزئى امروزى پا برجايى و آرامش نسبى خواهد داشت ؟ اگرچه از جهات ديگر در حركت بوده و سرگرم تكاپو و افت و خيز است . و يا اينكه جهان آينده ثبات و كمال نفسى و حقيقى داشته و حساب تغيير و تحول كه در اين جهان نقش حقيقى پيدايش هر پديدهاى را مىبازد به كلى لاك و موم شده و پرگار روزگار با رسيدن به نقطهء نخستين ، گردش خود را خاتمه داده و دايرهء ثابت و كاملى به جاى خود خواهد گذاشت و با تعبير امروزى ادراك ، چهاربعدى شده و پديدههاى آن روز ديگر در گرد ديروز و فردا نخواهند بود ؟
آنچه بيان اجمالى گذشته روشن مىكند ، نتيجهاى است سربسته و مطلبى است كامل ؛ پيچيده و فشرده ؛ جهانى است ثابت كامل در دنبال اين جهان سيّال و ناقص و سرمنزلى است آرام كه كاروان هستى با نهايت تلاش و كوشش به سوى وى روان بوده و روزى همه و همهء اين رهروان ، نتيجهء مساعى خود را به صورت فعليّت در آنجا دريافت خواهند داشت .
البته انسان در راه هضم همين نتيجه ، به سؤال نامبرده و دهها و صدها سؤالات ديگر برخورد مىكند كه سياهى يك سلسله مجهولات را از دور جلوه مىدهند و در حقيقت يك رشته بحثهايى را تشكيل مىدهند كه آنها را پيچيدهترين و عميقترين بحثهاى كلى فلسفى مىتوان شمرد .
زيرا نظريههاى كلى كه كمك حسى ندارند ، براى افهام ما غيرالهضم مىباشند تا ماچشم گشوده و به تماشاى مناظر اين جهان مادى پرداختهايم آنچه از هر گوشه و كنار به چشم ما خورده است در حال حركت و انتقال و تكوين و زوال بوده و خود نيز
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨٩