نظم عجيبى كه در فعاليت علل و عوامل در اين جهان پهناور ديده مىشود و قوانين عمومى غيرقابل تخلف كه بهطور يكنواخت در اين جهان هستى حكومت مىكند ، حدوث اتفاق را غيرقابل قبول مىسازد .
به قول يكى از دانشمندان ، فرض پيدايش اتفاقى يك پديده كه فقط داراى ده جزء اتمى بوده و به شكل خاصى تركيب يابد ، يك احتمال از ده ميليارد احتمال است و البته ترجيح يك احتمال را به ده ميليارد احتمال به استثناى يك واحد ، جز تبعيت از پندارهاى بىمغز و بىپايه نمىتوان شمرد . و هرگز افكار علمى و شعور فطرى انسان اجازه نخواهد داد كه در فعاليتهاى بىپايان جهانى رابطه را ميان فعل و فاعل و غايت فعل نفى كرده و بدين واسطه بنيان همهء قضاوتهاى علمى و افكار غيرقابل ترديد انسانى آب ببنديم .
آرمان و غرض جهانى
جهان پهناور آفرينش از كوچك ترين ذرهء بىمقدارش گرفته تا بزرگترين مجموعه از اجرام ثابت و سيار و كهكشانهاى شگفتانگيز وى به واسطهء ارتباط حقيقى كه همه با هم دارند ، واحد بزرگى را تشكيل مىدهد كه با همهء هويت و واقعيت و شئون خود ( نه تنها از جهت نسبيت مكانى ) در تغيير و تحول بوده و يك حركت كلى و عمومى را به وجود مىآورد ( طبق نظريههاى علمى و فلسفى ) و متوجه غرض و آرمانى بوده و رهسپار به سوى مقصدى است كه ( طبق نظريهء قطعى نامبردهء بالا ) با رسيدن به مرز مشترك وى هدف و غرض نامبرده جايگزين اين حركت شده و اين جهان آيندهء ما كه جهانى است فردايى ، در دنبال جهان امروزى ، بىترديد در برابر روز گذشتهء خود حالت ثبات و آرامش خواهد داشت و نواقص و كم و كاست اين جهان را رفع و تكميل نموده و هر قوه را به فعليت خواهد رسانيد .
ولى آيا اين ثبات و كمال وى نسبتى بوده و تنها با مقايسه به حال امروزى جهان