اندازهاى دقيقتر شويم خواهيم ديد كه همهء آثار و خواصى كه به واسطهء آنها براى افعال و فاعلهاى اختيارى ، « غرض » اثبات كرديم بىكم و كاست در عاملهاى طبيعى و افعال طبيعى آنها موجودند ، زيرا هر عامل طبيعى و هر مركب مادى نيز مانند يك فاعل اختيارى با قوايى مجهز مىباشند كه براى رفع حاجت و اقتضاى طبيعت خويش آنها را به كار انداخته و با انجام دادن حركت مخصوصى كه عمل اوست ، حاجت خود را رفع و نقيصهء خود را تكميل مىكند و همان چيزى كه اثر فعاليت اوست ، هم با فعاليت او ارتباط مستقيم و منظمى دارد و هم با خود او ؛ چنان كه در مورد فعاليتهاى اختيارى همانطور بود . و بود و نبود شعور و اراده كمترين دخلى در تحقيق و عدم تحقيق اين غايت و رابطهء وى با فعل و فاعل ندارد .
اگرچه ما اين موضوع را در مورد افعال اختيارى كه از فاعلهاى زنده و با شعور و اراده سر مىزند ، غرض مىناميم و در فعاليتهاى ديگر طبيعى از نام « غرض » مضايقه نموده و « غايت » نام داده و اطلاق لفظ غرض را اطلاق مجازى تصور مىكنيم ، لكن حقيقت امر در هر دو مورد يكى است و كارى را كه يك عامل طبيعى در تاريكخانهء طبيعت انجام مىدهد ، يك فاعل زنده در روشنايى چراغ علم به وجود مىآورد ، بىاينكه در رابطههاى مذكور تغييرى پيدا شود .
اطراد و عموميت غرض و آرمان
با بيان گذشته روشن مىشود كه « غرض » در همهء اجزاى جهان آفرينش عموميت داشته و تا آنجا كه قانون عليت و معلوليت و ساير قوانين كليه حكومت مىنمايند ، هرگز كارى بدون هدف و غرض انجام نمىگيرد و هيچ عاملى در فعاليت و عمل خود از غايت و آرمان بىنياز نيست .
هر فردى را از هر نوع بگيريم مانند يك انسان ، يك حشره ، يك درخت سيب ، يك بوتهء گندم ، يك پارچهء آهن ، يك واحد اكسيژن و . . . خواهيم ديد كه با موجودى قواى