فعاليهء خود سازشى با محيط بيرون از خود كرده و با اجزاى فعالهء محيط خود همآهنگ شده و براى دريافت هدفهاى كمالى خود و به نفع خود ، حركتهاى ويژهاى انجام مىدهد و همين كه حركت ويژه را تمام كرد ، نتيجهء حركت « غرض و غايت » جايگزين حركت گرديده و خواست طبيعى يا ارادى متحرك تأمين شده و كمال مطلوبش ضميمهء وجودش مىشود .
انواع كليه كه خانوادههاى بزرگترى در هر گوشه و كنار جهان به وجود آورده و زندگى مىكنند مانند نوع انسان ، نوع اسب ، نوع درخت سيب . . . همين حال را داشته و پيوسته با فعاليت ويژهء نوع خود ، مقاصد و آرمانهايى را تعقيب كرده و با تحصيل آنها نواقص تكوينى خود را رفع و براى بقاى خود كمك مىگيرند .
و همين سخن نسبت به مجموع اجزاى عالم كه ميان آنها رابطهء غيرقابل ترديدى موجود است نيز جارى است .
اساساً هر حركتى تحققپذيرد ، از سويى به سويى است و از جهتى به جهت ديگرى متوجه بوده و هميشه حال وساطت را داشته و چيزى را به چيزى و طرفى را به طرفى وصل مىنمايد و جهت و سويى كه حركت خواهان اوست ، همان غايت و غرض است كه نقيصه و خواستهء متحرك را تكميل مىكند و در اين حال ديگر قطع مىشود ؛ يعنى تبديل به حالتى مىشود كه نسبت به وى سكون و آرامش محسوب مىشود ، اگرچه همين سكون و آرامش از نظر ديگر حركت ديگرى است كه خود نيز غايت و غرض ديگرى را تعقيب مىنمايد .
هرگز نمىشود تصور كرد ، حركتى تحقق پذيرد و به سويى متوجه نشود و يا توجه به سويى داشته باشد ولى « سوى » نامبرده ، رابطهاى با حركت نداشته و به مجرد اتفاق پديد آيد و يا نيروى محركى حركتى را به وجود آورد و رابطهء عليت با همان حركت نداشته باشد و يا قوهء محركه با وجود رابطهء با حركت ، رابطهء وى با « غايت حركت » اتفاقى بوده باشد .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨٧