غرض از آفرينش چيست ؟
يك عده از مجهولات است كه انسان از نخستين روزهاى پيدايش و زندگى خود با شعور خدادادى خواه ناخواه به وجود آنها پى برده و با غريزهء كنجكاوى كه دارد ، حل آنها را از خود خواسته و از خود مىپرسد : آيا جهان هستى مشهود ، خداى آفرينندهاى دارد ؟ در صورتى كه آفرينندهاى در كار باشد ، غرض وى از آفرينش چيست ؟ و آيا در اين صورت نسبت به ما وظيفه و تكليفى هست ؟
بديهى است به هر يك از سؤالات فوق جواب مثبت داده شود ، يك سلسله پرسشهاى فرعى مربوط به مشخصات مورد سؤال و چگونگى وجود او و آثار و لوازم تحقق وى پيش خواهد آمد كه چنان كه گفته شد ، نهاد خدادادى انسان ، نگران و خواهان حل منطقى و قطعى آنهاست .
و نيز بديهى است كه مسئلهء مورد سؤال يكى از ابتدايىترين و عمدهترين مسائلى است كه مورد توجه فطرت انسانى بوده و نهاد انسان نيازمندى خود را به حل منطقى و قطعى آن در اولين وهلهء زندگى درك مىنمايد .
بررسى و تجزيه و تحليل سؤال
ترديد نيست آنچه ما را وامىدارد كه از غرض آفرينش سؤال كنيم اين است كه ما چنان كه مشاهده مىكنيم كارهاى اجتماعى و عقلايى خود را براى تحصيل اغراض و