تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

وجود و ماهيت

سؤال : در جهان فلسفه از زمان‌هاى دور تا به امروز ، همواره گروهى بوده‌اند كه همه چيز را موهوم و پندار فرض كرده و به هيچ واقعيتى معتقد نبوده‌اند . . . عده‌اى از اين افراد ، حتى در شك خود نيز شك داشته و به‌طور مطلق منكر وجود علم شده‌اند . البته اين گروه را در دنياى فلسفه سوفسطايى ناميده‌اند ، ولى براى رد ادعاى آنان انتظار پاسخ كوتاه علمى و فلسفى را دارد . . . . « با احترام » پاسخ : ما در برابر كسانى قرار داريم كه به سفسطه گراييده ، مىگويند : جز ما و انديشهء ما هرچه فرض شود ، واقعيت نداشته ، پندارى بيش نيست . و هم‌چنين كسانى كه قدمى فراتر نهاده ، مىگويند : جز من و انديشهء من همه چيز پندار و پوچ است و بالاتر از اينان كسانى كه مىگويند : ما در همه چيز شك داريم ، حتى در همين شك نيز شك داريم . اينان كسانى هستند كه منكر وجود علم مىباشند و به سوفسطى و سوفسطايى معروف‌اند . و در مباحث علم از فلسفه مذاهبشان مذكور و مردود شده و وجود « علم » به ثبوت رسيده است و اين‌كه انسان با فطرت خدادادى خود واقع‌بين است و به واقعيت خارج و مستقل از خود معتقد است ، روشن و آفتابى شده است . ما كه در مقابل سوفسطى واقعيتى اثبات مىكنيم ، مصاديق زيادى براى واقعيت قائليم كه هر يك از آنها واقعيتى ممتاز از ديگران و منشأيت آثار خاصه به خود دارد ،
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 135 | السيد محمدحسين الطباطبائي