و بوىها را مىيابيم در حالى كه در ميانشان معطرتر و متعفن و متعفنتر و بالاخره شديد و ضعيف است كه اختلاف در ماهيت رايحه است . و با قوهء ذائقه طعمها را مىيابيم و ميانشان شيرين و شيرينتر و تلخ و تلختر و ترش و ترشتر و همچنين است و اختلافشان در خود طعم است نه در امرى خارج از ماهيت . و با قوهء لامسه ملموسات را مىيابيم و در ميانشان گرم و گرمتر و سرد و سردتر و سفت و سفتتر و نرم و نرمتر هست و همچنين همهء اين اختلافات در معنا ملموس است و بس .
بلى با نظر دقيقتر معلوم مىشود كه در اين ماهيات مشككه اختلاف و تضاد هست در خود ماهيت به معناى مفهومى كه در جواب ماهو واقع مىشود نيست بلكه در صدق به مصداق است ؛ مثلًا مفهوم سواد در سواد شديد و ضعيف همان مفهوم سواد است بدون تغيير و اختلاف بلكه سواد در وجود خارجى خود شديد يا ضعيف است ؛ يعنى تشكيك در وجود است نه در ماهيت بما انها مفهوم و همين است مراد قوم از اينكه گفتهاند تشكيك در عرضى است نه در عرض .
به اين ترتيب تشكيك ثابت مىشود ولى در وجود نه در ماهيت ، و اينكه بعضى گفتهاند تشكيك معقول نيست ، زيرا معنا ندارد شىء واحد هم شديد و هم ضعيف و بالجمله متصف به صفات متقابله باشد ، خلطى است ميان واحد عددى شخص و واحد بالعموم و اتصاف به صفات متقابله در شخص محال است نه در واحد بالعموم .
از اين بحث روشن مىشود كه مشكك حقيقى است كه در حدّ ذات اختلافپذير و به عبارت ديگر در مصاديق خود تفاوت داشته ، ما بهالاختلاف بمابه الاتفاق برگردد .
* * * پس از طى اين مقدمه مىگوييم نظر به اينكه مفهوم وجود ( چنان كه بيان كردهاند ) مفهومى است واحد كه على وحدته به همهء موجودات حمل مىشود حقيقت وجود كه مصداق اين مفهوم و مرحلهء ترتب آثار و واقعيت خارجى است ، حقيقت واحده و سنخ واحد مىباشد و همين حقيقت واحده نظر به اختلافاتى كه در بين مصاديق آن از
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٨