اما تأثيرش در شئون فكرى : از اين راه است كه وى خود را و همهچيز را با نظر واقعبينى آن نحو كه هست مىبيند . وى خود را يك انسان موجود چند روزهاى محدود مشاهده مىكند كه جزئى است از اجزاى اين جهان گذران وى و اجزاى ديگر جهان هستى مجموعاً قافلهاى را تشكيل مىدهند كه شب و روز به سوى يك جهان ديگر پاينده و جاويدى در سير و حركت بوده و پيوسته در ميان « دفع » دست آفرينش ( علت فاعلى ) و « جذب » غرض و غايت آفرينش ( روز معاد ) سرگرم راهپيمايى مىباشد و اما تأثيرش در اخلاق روحى از اين راه است كه اين واقعبينى و طرز تفكر عواطف و احساسات درونى وى را تعديل نموده و با اسلوبى كه مناسب چنين مقصد و هدفى است محدود مىسازد . كسى كه خود را به واسطهء حوايجى كه دارد وابسته به همهء اجزاى جهان هستى گذران مشاهده كرده و مانند پركاهى در پنجهء امواج اين سيل هولانگيز بوده و افتان و خيزان رو به مقصد عمومى سير مىكند ديگر اين خودبينى و گردن فرازى و سركشىهاى جاهلانه انسانى را به مغز خود را نمىدهد ديگر خود را سرسپردهء شهوترانى و هواپرستى و هوسبازى نمىكند ديگر خود را در راه بيشتر از آنچه براى يك انسان چند روزى لازم است اسير كوشش و تلاش بى خود نساخته و تبديل به يك ماشين خودكار بىاراده نمىنمايد و در نتيجه مقدار قابل توجهى از زد و خوردهاى زندگى فردى و اجتماعى انسان كاسته مىشود ، ديگر مساعى خود را در يك رشته كارهايى كه مستلزم فداكارى و از ميان رفتن جان و مال مىباشد ، هدر نمىبيند ، زيرا اگر در راه نيكوكارى جان وى نيز از ميان برود ، همانا زندگى چند روزهء پرملال دنيوى را از دست مىدهد ، ولى وى با زندگى جاويد خود باقى است و نتايج حسنهء فداكارى خود را يافته و با آنها خوشوقت خواهد بود . ديگر مانند يك نفر مادى بىخبر از معاد در فداكارىهاى خود نيازى به يافتن يك رشته خرافات فريبنده و گمراه كننده ندارد . نمىخواهد به وى تلقين كنند كه فداكارى و از جان گذشتگى در راه مقدسات اجتماع - مانند آزادى و قانون و وطن - نام نيك و پايندهاى براى انسان كسب
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٣