تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
نتيجه اكثر مردم نه نيكوكارند نه بدكار و نمىشود گفت بهشتى هستند و نمىشود گفت جهنمى ، ناگزير قسم سوم هستند ، درحالى كه قسم سوم نداريم . اين قائل از اين نكته غفلت كرده كه به حسب حكم صريح عقل ، شرايط اين‌كه فعل طاعت يا معصيت محسوب شود و پاداش خوب يا بد داشته باشد ، بلوغ و عقل و عمد و اختيار است ، همين كه فعل معصيت ، مثلًا با اين شرايط انجام گرفت ، براى اولين بار جرم داراى پاداش شمرده مىشود . شرايط ديگر زندگى به هيچ وجه دخالت ندارند ، اين است حكم عقل كه عقلاى بشر نيز متابعت آن را در محيطهاى زندگى خود دارند و در شريعت مقدسهء اسلام همين شرايط اعتبار شده و در قرآن كريم نيز در هر طاعت و معصيت مجرد تحققش ميزان گرفته شده و با صد مرتبه يا هشتاد مرتبه در شرايط مختلف قيد نشده ، آيات توبه از معصيت نيز شامل معصيت براى اولين مرتبهء وقوع مىباشد و هم‌چنين آيات احكام ، بىاين‌كه با همهء شرايط مفيد باشد . و از همهء اينها روشن‌تر آيات حدود است . معصيت‌هايى كه در اسلام حدودى مانند : قتل و قصاص و تازيانه دارند ، اگر براى اولين بار جرم نبود ، اجراى حدود براى آنها معنا نداشت آيا ممكن است كه فعل در اولين بار جرم باشد ؟ و حجت خدايى بر آن قائم شود ، ولى در آخرت جرم بودنش ثابت نشود و حجت سقوط كند ؟ از اين مقدمات روشن مىشود كه اكثريت مردم در نشئهء اول زندگى هيچ لزوم ندارد كه قسم سوم باشند - نه بهشتى و نه جهنمى - و اگر فرضاً جماعتى پيدا شوند كه گناه و ثوابشان مساوى است و بهشتى و جهنمى بودنشان مسجل نشود ، نظر به اين‌كه مؤمن هستند و اعتقادشان مرضى است و گرنه اهل جهنم بودند ، قطعاً ( به موجب آيات كثيرهء قرآنى كه كفار را مخلد در نار معرفى كرده ) اينان به موجب آيهء كريمه :
« لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى »
مشمول شفاعت شافعين مىباشند . و اما تقسيم‌بندى قرآن : قرآن كريم انسان‌ها را از نظر عاقبت امر ، به دو قسم تقسيم كرده است : اهل سعادت و بهشت و اهل شقاوت و جهنم ،
« فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ