تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
آشكار - است و بايد از عربى فهم‌ها پرسيد كه معناى « نفس واحدة » در مقال « رجال و نساء كثير » يك فرد بشرى است كه پدر همهء بشر و زوجش مادر همه است ، با يك معناى كلى است و كلماتى است كه قرآن فرموده و آيات ديگرى كه مربوط به خلقت آدم است همين حال را دارند . و ثانياً : اين‌كه مىگويد : « همهء بشر با آدم بودند و همه گناه كردند » شركتشان با آدم در اصل قصه ( خليفهء زمينى بودن ) درست است ، ولى نه به آن ترتيب كه همه با آدم خلق جداگانه داشته باشند ، بلكه آدم نمونه و نمايندهء بشر بوده كه ساير بشر نيز طبعاً حكم آدم را داشتند . و اما گناه كه دوستتان مكرراً به آدم و ساير پيغمبران ، بلكه به همهء بشر نسبت مىدهد اشتباه است ، زيرا به نص قرآن
« قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً . . . »
« 1 » تشريع دين بعد از هبوط آدم است و قبل از دين معصيت معنا ندارد ، پس اصلًا معصيت و گناهى نبوده تا آدم يا اولادش گناه كنند ، بلكه نهى از اكل شجره ، يك خيرخواهى و راهنمايى بود كه اگر گوش مىداد نتيجه‌اش را مىبرد و هرگز نهى مولوى دينى كه تخلّف آن مستلزم عذاب باشد ، نبود و ثانياً : اين‌كه گفته « از همهء بشر پيمان گرفته شده ، پس همه با آدم بوده و در گناه شريك بوده‌اند كه بعداً از ايشان پيمان گرفته شده » اشتباه ديگرى است و هرگز در گرفتن پيمان مخالفت و گناه قبلى لزوم ندارد . و ثالثاً : اين‌كه گفته اگر پيغمبران گناه نكرده بودند ، فرستادنشان به اين دنيا و گرفتار كردنشان به زحمت و رنج‌هاى زندگى ظلم بود ، خطاى ديگرى است ، زيرا طبق آيهء
« وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 2 » آدم براى زندگى در زمين و
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 38 ( 2 ) . بقره ، آيهء 30