تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
اگر قائل به جبر باشيم جرمى ثابت نمىشود . صد مرتبه برگشتن در ثبوت جرم تأثيرى ندارد و باز كيفر و عذاب اين شخص ظلم است . ولى اگر قائل به اختيار باشيم ، چنان كه با ذوق عقلانى خود مىفهميم كه كسى كه عاقل و بالغ است اگر به اختيار خود كار ناشايسته‌اى انجام دهد ، مجرم و مسئول است و يك مرتبه تحقق معصيت در ثبوت جرم كافى است و صد و يا هشتاد مرتبه تحقق آن در جمع شرايط مختلفه لازم نيست . همين‌طور تحقق معصيت در زندگى اول كافى است و ضميمه شدن زندگىهاى بعدى لازم نيست و اين‌كه گفته اگر يك مرتبه زندگى بود ظلم لازم مىآمد باز درست نيست ، زيرا اگر فعل را به اختيار انجام داده و جرم است ، مسئوليت و كيفر دارد و اگر جرم نيست صد مرتبه هم در شرايط مختلف به وجود آيد ، جرم نيست و كيفر ندارد . و اين‌كه گفته خدا يكى را پيغمبر و يكى را شمر خلق فرموده ، عذاب كردن شمر ظلم مىشود ، اشتباه است . خدا شمر را يك انسان عادى آفريد ، ولى او به اختيار خود « شمر ظالم » شد . آفرينش وى ظلم ندارد ، ولى ظالم از آب درآمدن وى مربوط به خودش است نه به خدا و اين‌كه گفته اگر زندگى يك مرتبه بود ، انسان‌ها نظر به اين‌كه از زندگى ناراضى هستند ، روز قيامت صدايشان درمىآيد ، باز اشتباه است ، زيرا ناراضى بودن از زندگى ، خود يك جرم ديگرى است و البته هيچ انسانى نمىخواهد روز قيامت پرده از روى جرم‌هاى وى برداشته شود . آنچه خدا از نعمت به انسان داده ، فضل و رحمت است و آنچه نداده ، صاحب اختيار است . ما از خداى آفرينش نه طلب‌كاريم و نه سند رسمى گرفته‌ايم كه هرچه دلمان مىخواهد به ما بدهد . و اين‌كه گفته اگر زندگى يك مرتبه بود ، مردم روز قيامت از دو قسم بيشتر بودند ، زيرا بيشتر مردم خير و شر اعمالشان مساوى است و آن وقت نه اهل بهشت بودند و نه اهل جهنم و اين خلاف صريح قرآن است ، اشتباه ديگرى است و گويا مرادش اين است كه چون اكثر مردم در شرايط متساوى قرار نمىگيرند ، نمىشود آورندهء جرم را به جرم محكوم كرد و هم‌چنين انجام دهندهء طاعت را نيكوكار محسوب داشت ، در