كارى بيهوده انجام مىدهد ؟
جواب : هدف وجود آخرين كمالى است كه موجود به آن مىرسد و اين تكامل و استكمال به نظر فيلسوف متوقف مىشود والّا از حدود امكان بيرون نمىرود و اما اينكه در اين صورت زندگى جاويد اهل بهشت به صورت يكنواخت مىافتد و زندگى يكنواخت قابل تحمل نيست ، سخنى است بىدليل ، زيرا دليلى نداريم بر اينكه نظام نشئهء آخرت همان نظامى است كه در نشئهء دنيا مىبينيم زندگى انسان در اين نشئه ، هزارگونه عوارض از مرگ و مير و صحت و مرض و جوانى و پيرى گرسنگى و تشنگى و غيراينها را دارد كه هيچيك از آنها در زندگى بهشتى نيست و نظير اين سخن را در زندگى جهنمى و عادت كردنش به رنج و عذاب مىتوان گفت .
به نظر برهانى فلسفه فعل بىغايت و كار بىهدف محال است و چون خداوند كمال مطلق است هدف خارج از ذات كه ممكن او باشد ندارد هدف او در فعلش ذات مقدس او مىباشد چون ذات فياضى است فيض مىدهد . آرى فعل او غايت دارد و آن كمالى است كه فعل را به آن مىرساند .
سؤال هفتم : دليل استقلال روح چيست ؟ رابطهء روح و بدن چگونه است ؟ تأثير متقابل روح و بدن چگونه است ؟
جواب : دليل استقلال روح بر اين معناست كه در فلسفه براى تجرد نفس اقامه كردهاند .
رابطهء نفس و بدن همان تعلق تدبيرى است كه نفس به بدن دارد ، نفس در ذات خود مجرد و از جهت فعل متعلق به بدن است كه با قوا و ادوات بدنى كارهايى انجام داده و به حركت جوهرى خود ادامه داده ، متوجه سرمنزل كمالى خود مىشود .
و اما تأثير متقابل نفس و بدن ( اگر اين تغيير درست باشد ، زيرا بدن مادهء نفس است فعلًا و كار ماده تأثر و استعداد است نه تأثير و فاعليت ) ؛ بدن در حركتهاى وجودى خود براى نفس استعدادهاى كمالى گوناگون تهيه مىكند و نفس بدن را با فعليت خود
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٨