تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
هم نيست ، و در اين صورت منطقى ، مفهوم « راست است » موضوع حقيقى است ، و « انسان درخت آلبالو نيست » از عوارض ذاتىِ ( آن هم عرض در باب ايساغوجى ) راستى است و به همين جهت محمول حقيقى براى موضوع خود قرار گرفته است . اما چون مفهوم « راستى » ، مانند مفهوم وجود ، خاصيت فراگيرى دارد ، قهراً در تفاهم عرفى و غير اصطلاحى محمول قرار مىگيرد و همانطور كه علامه فرموده‌اند ، صورت متداول و متعارف آن « انسان درخت آلبالو نيست راست است » مىباشد ؛ اما به خاطر اين كه صورت حقيقى و فنى قضيهء موجبهء سالبة المحمول را به طور مشهود ارائه دهيم ، شكل متعارف آن را به شكل حقيقى تبديل كرديم و به درستى نوشتيم كه موجبهء سالبة المحمول مانند اين است كه بگوييم « راست است كه انسان درخت آلبالو نيست » . - 9 - در آخر گويى علامهء معظم از پىجويىهاى سرسختانهء نگارنده به تنگ آمده و خويشتن را از روال اصيل پژوهندگى اسلامى دور كرده و صراحتاً به يكى از نابسامانىهاى فكرى رأى مثبت داده‌اند . ايشان گفته‌اند كه منطق عيناً به همان معنا و توان كه مىگويد « ابوالعلاء معرى ، متفكر و شاعر عرب ، نابيناست » ، مىگويد « كوه دماوند نابيناست » يا « عالى قاپوى اصفهان بىچشم و ابروست » . علامه در اين موضوع چنين سخن‌پردازى كرده‌اند : [ اين ] يكى از مسائل غير قابل ترديد فلسفه است كه هيچ امر مفروض از نقيضين خارج نيست ؛ مثلًا هر امر مفروض يا انسان است يا لاانسان ، يا حجر است يا لاحجر ، و همچنين . بنابراين ، اگر درخت آلبالو بر انسان صدق نكند ، بالضروره انسان غير درخت آلبالو خواهد بود . كوه دماوند اگر بينا نباشد ، بالضروره غير بينا خواهد بود . عالى قاپوى اصفهان اگر داراى چشم و ابرو نباشد ، بالضروره نقيضش بر آن صادق