تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مىكنيم : « آيا طبيب احمد است ؟ » در اين جا « طبيب » با اين كه فراگيرتر است ، موضوع واقع شده ، نه محمول . گاهى هم اين معيارها تداخل و تزاحم مىكنند و مفهومى كه معلوم است و بايد موضوع قرار مىگيرد و گاهى هم وضع با طبع وفق نمىدهد و محمول بالطبع به ملاحظهء معلوميت موضوع واقع مىگردد . اما در همه حال حمل به معناى اتحاد و وحدت است و ناظر به اين كه دو شىء متغاير با يكديگر در مفهوم يا در وجود يگانه‌اند . در هر حال ، حمل به معناى « اين همانى » است كه پيوند و يگانگى را مىفهماند . حاج ملاهادى سبزوارى در اول طبيعيات شرح منظومه اين مبادلهء ميان موضوع و محمول را بدين طريق بيان مىكنند : اگر كسى بگويد « چگونه ممكن است كه جسم در عداد اعراض ذاتيه موضوع ( وجود ) باشد اما قضيه و مسئله به صورت « جسم موجود است » تنظيم گردد ، و اين بدان معناست كه موضوع محمول و محمول موضوع واقع شده است ؟ » پاسخ اين است : واقعيت منطقى صورت مسئله ، « موجود جسم است » مىباشد به خصوص بر مبناى اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيات . . . . « 1 » مقصود اين است كه به طور مستند معلوم گردد كه اصولًا مبادلهء ميان موضوع و محمول قضيه امرى متداول است و نبايد جاى هيچ بهانه و نگرانى براى علامه باشد . اما در مثال مورد انتقاد آقاى علامه كه فرموده‌اند در قضيهء « راست است كه انسان درخت آلبالو نيست » مفهوم « راست » محمول و « انسان درخت آلبالو نيست » موضوع است ، و اين ديگر قضيهء سالبة المحمول نيست بلكه قضيهء موجبهء سالبة الموضوع است ما هم بايد مانند حاج ملاهادى سبزوارى در پاسخ ايشان عرض كنيم كه صورت واقعى اين قضيه همان گونه است كه ما تنظيم كرده‌ايم و تشكيل داده‌ايم و غير از آن
هامش
( 1 ) . ملاهادى سبزوارى ، شرح منظومه ، طبيعيات ، مقصد چهارم ، ص 201 ، چاپ ناصرى
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 109 | السيد محمدحسين الطباطبائي