تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
خابَ مَنْ دَسَّاها »
؛ « 1 » سوگند به نفس و كسى كه آن را درست كرد ، پس ناپرهيزى و پرهيزكارى آن را به وى فهمانيد . رستگار شد كسى كه نفس خود را رشد و پرورش نيك داد و نوميد شد كسى كه آن را از رشد خوب بازداشت . از بيان گذشته روشن مىشود كه مسير زندگى واقعى انسان كه سعادت و خوش‌بختى حقيقى او را دربردارد ، راهى است كه طبيعت و فطرت به سوى آن هدايت مىكند و براساس مصالح و منافع واقعى كه مطابق اقتضاى آفرينش انسان و جهان مىباشد پايه‌گذارى شده ، خواه با خواست‌هاى عواطف و احساسات تطبيق پذيرد و خواه نپذيرد ، زيرا عواطف و احساسات درخواست‌هاى خود بايد از راهنمايى طبيعت و فطرت پيروى كند و محكوم آن باشد ، نه طبيعت و فطرت از خواست‌هاى بىبند و بارانهء عواطف و احساسات ؛ و جامعهء بشرى زندگى خود را براساس واقع‌بينى بنا كند نه بر پايهء لرزان خرافه‌پرستى و ايده‌آل‌هاى فريبندهء عواطف و احساسات . و همين است فرق بين قوانين اسلامى و قوانين مدنى ديگر ، زيرا قوانين اجتماعى معمولى پيرو خواست اكثريت افراد جامعه ( نصف + / 1 ) مىباشد ، ولى قوانين اسلامى بر وفق هدايت طبيعت و فطرت است كه نشان دهندهء ارادهء خداى متعال مىباشد و از همين جاست كه قرآن كريم حكم و تشريع را انحصارى ساحت كبرياى خداوندى مىداند ، چنان‌كه مىفرمايد :
« إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ »
؛ « 2 » و
« وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »
؛ « 3 »
هامش
( 1 ) . شمس ، آيات 7 - 10 ( 2 ) . يوسف ، آيهء 40 ( 3 ) . مائد ، آيهء 50