هندى محروم از مزاياى زندگى مىباشد و سبب اصلى اين اظهارات ، دريدگى و نامطبوعى بيانات بىباكانهء اين متون است . « 1 »
نتيجههاى فاسد عرفان هندى
عرفان هندى بر اثر شيوهء نامطبوعى كه اتخاذ كرده ، سه نتيجهء زيانبخش به بار آورده است :
1 . همان عرفانى كه جز توحيد خالص پاك خداى پاك هيچ مقصد و هدفى ندارد ، وقتى كه وارد افهام عامهء پيروان خود گرديده ، درست در قطب مخالف قرارگرفته و تبديل به بتپرستى شده و به جاى خداىيگانه ، خدايانى به عدد هوسهاى مردم ، مورد پرستش قرارگرفته است : فرشتگان ، پريان و قديسان بشر .
عرفان مجوسى نيز چنانكه از متن اين كيش بهدست مىآيد ، به همين سرنوشت دچار شده است و با اينكه در ميان پيروان اين كيش ساختن بت معمول نبوده است ، در تقديس فرشتگان و قديسان بشر و عناصر به ويژه آتش ، همان شيوهء بتپرستى هندى را دارند .
عرفان مسيحى نيز كه نمونهاى از آن در اول انجيل يوحنا وارد شده ، در مرحلهء عمل همان حال عرفان هندى را دارد و تثليث اين كيش همان تثليث وثنى مىباشد . « 2 »
2 . دستوراتى كه اين عرفان به پيروان خود مىدهد منفى است و در نتيجه همهء اعمال مثبت كه آفرينش خدايى در جهان انسانى و شعاع وجود انسان قرار داده و هر يك از آنها را آيتى از خود و آينهء صفتى از صفات پاك خود نموده است به كلى از
هامش
( 1 ) . چنانكه مستشرق نامى هرمان الدنبورك در كتابى كه در شرح آيين و رهبانيت بودا تأليف نموده ، بارها صريحاً مىگويد : « افكار عرفانى هندوها انديشههايى است آميخته با حماقت . » و نيز گويد : « بودا جهان را از خدا مستقل و بىنياز مىداند . » ( كتاب فروغ خاور ، ترجمهء كتاب هرمان الدنبورك در آيين و رهبانيت بودا . )
( 2 ) . به كتاب العقايد الوثنية فىالملة النصرانيه مراجعه شود