بياناتى نيز كه از انبيا در دست داريم - اعم از اينكه در اين دعوى راستگو باشند يا دروغگو - اين عقيده را آشكارا تخطئه و تكذيب مىنمايند .
دوم اينكه فرضاً اگر اصل تطور ، اصلى ثابت و مسلم نيز باشد نبايد اصل ظهور غريزهء نوعى را به آن اصل ارتباط داد . غريزهاى كه به حسب آفرينش در نهاد ، نوعى نهفته است از فردى كه از آن نوع به وجود مىآيد - اگر مانع خارجى در كار نباشد - به ظهور خواهد پيوست ، خواه سابقهاى در كار باشد يا نباشد .
مثلًا مىتوان گفت تنوع در غذا و تهيهء غذاهاى رنگارنگ را عرب از عجم فرا گرفت ، ولى نمىتوان گفت اصل خوردن را عرب از عجم ياد گرفت . مىتوان گفت حكومت دموكراسى و تشكيلات ادارى آن از مغرب به مشرق سرايت كرده ، ولى اين سخن در اصل ساختن جامعه و تأسيس حكومت درست نيست .
راه تهذيب و تصفيه : زندگى معنوى و ذوق عرفانى - چنانكه از بحثهاى گذشتهء ما روشن شد - غريزهاى است كه در نهاد انسان نهفته است و با حصول استعداد وارتفاع موانع غريزهء نامبرده بيدار شده ، انسان را رهسپار اين راه خواهد ساخت ، و با پيدايش اديان و مذاهبى كه كم و بيش با جهان ابديّت و ماوراى طبيعت سروكارى دارند ، طبعاً در ميان پيروانشان كسانى پيدا خواهند شد كه با بيدارشدن حس نهفتهء خود ، دل را از تعلقات اين جهان گذران پر از رنج و نوميدى كنده و به هواى آسايش مطلق ، روى به جهان ابديّت آورند و عملًا نيز در هر يك از اديان و مذاهبى كه نامى از خدا در ميانشان هست ، گروهى از شيفتگان زندگى معنوى و روش عرفانى مىبينيم .
با مقايسهء معنويات متون اصلى اديان ومذاهب كه در دست داريم آشكارا مىبينيم كه متون اصلى اسلام بيشتر از هر آيين ديگر به وصف سعادت ابدى انسان و جهان ابديت پرداخته است . بنابراين پيدايش روش تهذيب و تصفيه در اسلام بىاين كه در اصل پيدايش ارتباطى به هند يا جاى ديگر داشته باشد طبيعى خواهد بود .
گذشته از اين ، چنانكه تاريخ اثبات مىكند عدهاى از اصحاب اميرالمؤمنين
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٧