از بيان گذشته كاملًا روشن مىشود كه در آيين مقدس اسلام روش زندگى طورى تنظيم شده كه زندگى اجتماعى و مادى انسان به منزلهء گاهوارهاى است كه زندگى معنوى در آن پروريده مىشود . نورانيت معنوى يك فرد مسلمان كه دستورات اسلامى را اجرا مىكند نورانيتى است كه همهء اعمال فردى و اجتماعى ، وى را نورانى ساخته ، پاك مىكند . وى در حالى كه با مردم است ، با خداى خود است و در حالى كه در ميان جمع است در خلوتگه راز به سر مىبرد و در حالى كه براى مقاصد مادى خود در تكاپو و تلاش مىباشد و گرفتار يك سلسله پيشآمدهاى شيرين و تلخ ، گوارا و ناگوارا و زيبا و زشت و پايبند حوادث اين جهان پرآشوب است ، دلى دارد آزاد و در جهانى است آرام و به هر سو كه روى مىآورد ، جز روى خداى خود نمىبيند .
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
. « 1 »
يك فرد مسلمان متعبّد چنانكه روشن شد زندگى معنوى خود را به هرگوشه و كنار زندگى مادى خود پهن كرده ، هرجا باشد و به هر عملى بپردازد به خداى خود راه دارد و هر اشتغال مادى براى وى به منزلهء آينهاى است كه خداى خود را به وى نشان مىدهد ولى ديگران كه به فكر زندگى معنوى مىافتند زندگى عادى و فطرى را ميان خود و حقيقتى كه مىجويند حجابى فرض مىكنند و در نتيجه ناچار زندگى عادى را ترك گفته ، مانند رهبانان نصارا يا برهمنان هندى ، و يا مرتاضان جوكى براى زندگى معنوى و تكامل روحى راهى غيرمعتاد در پيش مىگيرند ، اين راه هرچه باشد از نظر كسى كه در خط زندگى مادى معمولى به سر مىبرد راهى است سخت و استقامت در آن نيازمند ارادهاى بس قوى ، ولى كسى كه زندگى معنوى را با دستور اسلام از راه زندگى اجتماعى عادى تعقيب مىكند به خوبى مىداند كه روش آنان روشى است
هامش
( 1 ) . به هر سو روى آريد ، روى خدا آنجاست . ( بقره ، آيهء 115 )