تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
« الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى »
. « 1 » البته انسان نيز كه نوعى از آفريده‌هاست از اين كليّت مستثنا نيست و آفرينش ويژهء وى روشى را كه در زندگى بايد اتخاذ كند به وى نشان مىدهد و تكاليف و مقرراتى را كه بايد انجام دهد براى وى مشخص مىسازد :
« مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ * مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ * ثُمَّ السَّبِيلَ »
. « 2 » با تأمل در اين بحث و بحث گذشته به دست مىآيد كه نتيجهء هر دو بحث يكى است ، يعنى افعال و اعمال حق ( مطابق مصلحت واقعى ) كه انسان بايد با غريزهء واقع‌بينى خود آنها را انتخاب كند ، همان افعال و اعمالى است كه آفرينش انسان با تجهيزات ويژهء خود به سوى آنها هدايت مىكند و از اين‌جاست كه قرآن كريم روشى را كه به سوى آن دعوت مىكند و آن را دين حق مىنامد ، دين فطرى نيز ناميده ، به آفرينش نسبت مىدهد .
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ »
. « 3 »
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها * قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها »
. « 4 »
هامش
( 1 ) . آن خدايى كه اجزا را آفريد و گردآورد و پس درست كرد و آن خدايى كه اندازه داد و بر طبق آن هدايت و راهنمايى فرمود . ( اعلى ، آيهء 38 ) ( 2 ) . انسان را از چه آفريد ؟ از نطفه‌اى آفريد پس اندازه داد سپس راه ( سعادت ) را برايش آسان نمود . ( عبس ، آيات 18 - 20 ) ( 3 ) . در پذيرفتن دين كه دين ميانه‌روى است استوار باش و از آن روى مگردان زيرا اين دين همان آفرينش ويژهء خدايى است كه مردم را بر پايهء آن آفريد . آفرينش خدايى قابل تبديل نيست . دينى كه بتواند جامعهء بشرى را اداره و سعادتشان را تأمين كند همين دين است . ( روم ، آيهء 30 ) ( 4 ) . سوگند به نفس و كسى كه او را ساخته و درست كرده ، پس فجور و تقواى وى را به وى الهام فرموده است ، رستگار شد كسى كه نفس نامبرده را رشد و نمو خوب داد و نوميد ( از رستگارى ) شد كسى كه وى را تباه ساخت . ( شمس ، آيات 7 - 10 )
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 34 | السيد محمدحسين الطباطبائي