تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
« أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ »
« 1 » .

2 . اصل واقع بينى :

نظر به اين‌كه انسان غريزهء واقع‌بينى دارد ، دستورات و مقرراتى كه در اين روش منظم شده ، براساس واقع‌بينى بنا شده است . توضيح اينكه انسان در فعاليت طبيعى خود در عين حال كه با كمك عواطف و احساسات به سوى مقاصد حياتى خود برانگيخته مىشود ، طبعاً به سوى مقاصد واقعى خود رهسپار مىشود ، نه به سوى انديشه و پندار . نوزادى كه دست به پستان مادر زده ، شير مىخواهد يا از گرسنگى گريه مىكند ، آنچه واقعاً شير است مىخواهد نه تصور شير را ، از گرسنگى حقيقى گريه مىكند نه از انديشه و پندار . هر فردى كه وجودش را تهديد مىكند مىپردازد . مرغ دانه مىخورد ، گاو و گوسفند علف مىجوند ، گرگ و پلنگ و باز گوشت شكار مىخورند ، زيرا هر كدام به دستگاه غاذيهء ويژه‌اى مجهزند كه تنها با نوع تغذّى خاصى كه دارند مناسب است . هم‌چنين مرغ در دفاع خود به منقار ، گاو و گوسفند به شاخ ، مار و عقرب و زنبور به نيش ، شير و پلنگ به دندان و چنگال و آهو به فرار متوسل مىشوند ، زيرا هر كدام جهاز دفاعىاش همان است و بس . خلاصه اين‌كه هر يك از اين آفريدگان در زندگى خود به سوى مقصد و هدفى رهسپار مىشوند و اعمالى را انجام مىدهند كه تجهيزات وجوديشان به سوى آن هدايت مىكند و اندازه مىدهد . اين رهنمايى و اندازه دهى همان تقدير و هدايت عمومى است كه قرآن كريم به آن اشاره فرموده و به خداى آفريدگار نسبت داده است .
« رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
« 2 » .
هامش
( 1 ) . من كار هيچ كار كننده‌اى از شما را تباه نمىكنم مرد باشد يا زن برخى از شما از برخى ديگر است ( همه انسانيد ) . ( آل عمران ، آيهء 195 ) ( 2 ) . خداى ما آن كسى است كه به هر چيزى آفرينش ويژهء او را داده ، سپس رهنمايى نموده است . ( طه ، آيهء 50 )