تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
منظمى در زندگى خود - كه ناگزير اجتماعى خواهد بود - اتخاذ نمايد . بخورد ، بنوشد ، بپوشد ، بيارامد ، همسر گيرد ، فرزند بياورد و در راه تأمين نيازمندىهاى خود بكوشد و با تفكر خود راه تأمين بقا را هموار كند .

تأثير جهان‌بينى فرد در فعاليت او

چگونگى اين روش و شكل خاص اين فعاليت منظم تابع تصورى است كه انسان از حقيقت جهان هستى ، و از خود كه جزء لاينفك جهان است ، داشته باشد . و از اين‌جاست كه مىبينيم گروهى از بشر كه براى جهان هستى آفريدگارى اثبات نكرده ، پيدايش جهان را اتفاقى مىپندارند و انسان را همين هيكل مادى - كه وجود و بقاى آن در ميان ولادت و مرگ محصور است - مىدانند ، روش زندگى و مقررات حيات را طورى تنظيم مىكنند كه تنها پاسخ نيازمندىهاى مادى چند روزهء زندگى دنيا را مىدهد و فقط به سوى كاميابى مادى محدود راهنمايى مىنمايد و هم‌چنين كسانى كه براى ماده و زندگى مادى اصالت قائل‌اند ، چنان‌كه مشهود است ، رويه‌شان همين رويّه مىباشد . كسانى كه براى جهان آفريدگارى قائل‌اند و تدبير جهان و جهانيان را به دست خدايان مىسپارند ، هستى انسان را همين هستى مادى نمىدانند و روش زندگى را طورى تنظيم مىكنند كه در همه حال رضايت خدايان را جلب كنند و آنان را به خشم نياورند تا بدين‌وسيله در زندگى كامياب شده ، از پيش‌آمدهاى ناگوار كه زاييدهء خشم خدايان مىباشد مصون بمانند . كسانى كه به دين توحيد قائل‌اند و براى جهان و جهانيان خداى يگانه و دانا و توانا و براى انسان زندگى جاودانى كه با مرگ و مير از بين نمىرود اثبات مىكنند ، روش زندگى خود را طورى تنظيم مىكنند كه در همه حال سعادت و كاميابى هر دو جهان ( پيش از مرگ و پس از مرگ ) را تأمين كند و خوش‌بختى جاويد را دربرداشته باشد و از اين‌جا روشن مىشود كه دين همان آيين