قطعاً حق خيانت دارد ، زيرا در مقابل مزيّتى كه به شوهرش مىدهد از وى اجرتى دريافت نكرده تا به او وفادار باشد . سرتاسر تفسير آيهء فوقالذكر داراى نكات مشابهى است كه هر انسان مسلمانى را اگر با اسلام واقعى عميقاً آشنا نشده باشد ، از اين مذهب مىراند و به آغوش مكاتب مادى موجود مىاندازد . »
بخش اول اين بحث كه به تفسير الميزان نسبت مىدهد كه « زن به واسطهء نقص عقل بايد قيم داشته باشد » قبلًا تذكر داديم كه نسبتى است ناروا و چنين مطلبى در تفسير نيست بلكه درست مقابل اين مطلب را دارد و نويسندهء نامبرده از قسمتى كه از تفسير نقل كرده ، خوف نموده است ، لفظ تفسير اين است :
« همانطور كه قيمومت طايفهء مرد بر زن در جامعه متعلق به جهات همگانى و مشترك بين زن و مرد و مرتبط به تعقل وى مىباشد ( در حكومت و قضاوت و جنگ ) بدون آن كه استقلال و حقوق لزومى زن پايمال گردد و درخواسته و نخواستهاش مرد حق دخالت داشته باشد ( به جز در كارهاى ناهنجار ) و زنان در هر كار شايستهاى كه خواسته باشند مختارند ، همانطور هم قيمومت مرد بر همسرش به طورى نيست كه اراده و تصرف زن را در ملك خودش سلب كند يا زن را از استقلال و حفظ حقوق اجتماعى و فردى خود و دفاع از آن باز دارد بلكه معناى آن اين است كه چون مرد در مقابل تمتع خود . . . » ( تا آخر آنچه نويسنده نقل كرده ) توجه مىفرماييد كه حذف اين قسمت از عبارت كتاب كه نقل كرده ، چه تأثيرى در معناى آنچه نقل كرده و نسبت داده دارد .
و اما اعتراضى كه كرده ، راجع به طاعت و حفظ غيبت زن نسبت به مرد و اينكه وجوب اجابت و طاعت زن در مقابل مهريه است كه مرد پرداخته است .
اولًا : خوب بود كمى دقت در صدر و ذيل آيهء كريمهء
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ »
يعنى در جملهء
« وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ »
بنمايد تا بفهمد كه جملهء
« فَالصَّالِحاتُ . . . »
تفريع است .