تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
صنف زن به زيبايى و رعنايى و ناز و كرشمه و نازكدلى و كارهاى مهرآميز و ظريف طبعاً بيشتر از مرد علاقه دارد و به اعمال عواطفى مانند پرستارى بيمار و بچه‌دارى و تربيت فرزند بيشتر صبر و حوصله دارد و صنف مرد بالعكس به كارهاى سنگين و تلاش و كوشش و ورود به صحنه‌هاى هولناك تاب و توانايى بيشترى از زن دارد . و از اين بيان فساد آنچه اين نويسنده بعداً راجع به تساوى تعقل زن و مرد مىگويد روشن مىگردد . مىگويد : « اگر بگويند و ادعا كنند كه انسان‌ها به طور متوسط از ميزان عقلى مشابه برخوردارند ، منتها هر يك از اين دو گروه در بهره‌گيرى از عقل در حوزهء عمل خويش از ديگرى تواناست ، واقعيتى است غيرقابل انكار » . چنان كه قبلًا گفتيم كسى مدعى نشده كه صنف زن عقل ندارد و هم‌چنين كسى مدعى نشده كه عقل زن مشابهت با عقل مرد ندارد و قوهء ديگرى است و هم‌چنين كسى مدعى نشده كه هر يك از اين دو صنف در كار مخصوص به خود از ديگرى تواناتر نيست ، ولى سخن در اين است كه اگر يك مرد و يك زن فرض كنيم كه به هركدام يك بچهء شيرخواره بسپارند و اداره و تربيت او را به عهده‌اش بگذارند ، جاى ترديد نيست كه مرد جلوتر از زن در مراقبت حال بچه و تربيت او خسته مىشود و ناراحت مىگردد و به خلاف زن آيا اين تفاوت اثر قوت عواطف زن و ضعف عواطف مرد نسبت به زن نيست ؟ و هم‌چنين اگر دو نفر قاضى دادگسترى فرض كنيم ، يكى زن و يكى مرد و به هر كدام پروندهء جنايى مؤثر و ناراحت كننده بدهند ، آيا از مطالعهء پرونده زن زودتر متأثر و ناراحت مىشود يا مرد و آيا عدم تأثر مرد اثر قدرت تعقل او نيست ؟ اين مثال‌ها و مثال‌هاى نظاير آنها به وضوح نشان مىدهد كه ضعف مرد در تعقل قوىتر است و زن در عواطف و احساسات . نويسندهء نامبرده به دنبال عبارت سابق خود پس از چند سطر مىگويد : در يك زن