تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
عقل و احساسات وى درست متناسب با وظايفى است كه طبيعت به طور طبيعى و فطرى در عهده‌اش نهاده است و در مرد نيز هم‌چنين است . وظايف يك مرد و يا يك زن يك سلسله اعمال اختيارى است كه براى ادامهء زندگى انجام مىدهد و اين اعمال حركاتى است عملى كه احساسات گوناگون به ياد انسان انداخته ، به سوى آنها تحريكش مىكند و تعقل تعديلش كرده ، آمادهء عمل مىنمايد . پس اين وظايف فرع احساسات و تعقل است و احساسات و تعقل جهازى است كه انسان با آن مجهز است . و از اين‌جا روشن مىشود كه دين وظايف را از راه تعقل و احساس و به توسط آنها به عهدهء انسان گذاشته است و عبارت بالايى كه نقل شد مشوش مىباشد و عبارت صحيح اين است كه گفته شود : « در يك زن وظايفى كه فطرت به عهده‌اش گذاشته درست متناسب با عقل و احساسات وى مىباشد و در مرد نيز چنين است » . و در عين حال اين مطلب نه تساوى زن و مرد را در تعقل و احساس اثبات مىكند و نه اختلافشان را نتيجه مىدهد . نويسندهء نامبرده بعد مىنويسد : « طبق تفسير الميزان در واقع زنان موجودات كم‌رشدى هستند ( از لحاظ عقلانى ) كه احتياج به قيمومت دارند . خداوند متعالى با تشريع قيمومت بر ايشان ( زنان ) و تشريع وجوب اطاعت و حفظ غيب بر زنان حقوق مردان را حفظ كرده است و وظيفهء اصلىشان در زندگى تمتع دادن به مرد و دريافت اجرت در قبال آن است ، زيرا در دنبالهء تفسير مزبور مىنويسد : « . . . چون مرد در مقابل تمتع خود از زن مالى مىپردازد ، زن نيز بايد در آنچه مربوط به تمتع مرد و لذت وى از زن است ( مباشرت ) مطيع و در پشت سر حافظ ناموس او باشد » . خوب با اين تفسير روشن شد كه عدم خيانت زن به مرد به خاطر حفظ نسل و غيره نيست بلكه چون مرد مالى مىپردازد ، زن نبايد خيانت كند . حال اگر زنى پولدار بود و هزينهء زندگى خود و شوهرش را تأمين مىكرد ، بديهى است كه بر طبق اين‌گونه تفسير
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 326 | السيد محمدحسين الطباطبائي